تبليغاتX
هيچستان

هيچستان

هيچستان جايي است در دامنه بلندترين آتشفشان. آتشفشاني به نام سكوت...

بیا تا راست باشد عاقبت سوگندهای ما

بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما

نه بر لب، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما

 بفرمایید هرچیزی همان باشد که می‌خواهد

همان، یعنی نه مانند من و مانندهای ما

 بفرمایید تا این بی‌چراتر کار عالم؛ عشق

رها باشد از این چون و چرا و چندهای ما

 سرِ مویی اگر با عاشق داری سرِ یاری

بیفشان زلف و مشکن حلقه‌ی پیوندهای ما

به بالایت قسم، سرو و صنوبر با تو می‌بالند

بیا تا راست باشد عاقبت سوگندهای ما

 شب و روز از تو می‌گوییم و می‌گویند، کاری کن

که «می‌بینم» بگیرد جای «می‌گویند»های ما

 نمی‌دانم کجایی یا که‌ای، آنقدر می‌دانم

که می‌آیی که بگشایی گره از بندهای ما

 بفرمایید فردا زودتر فردا شود، امروز

همین حالا بیاید وعده‌ی آینده های ما

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/27ساعت 3:30 PM  توسط مهاجر  | 

فلسفه علم

 چرا فلسفه علم در ايران مطرح شده است؟ عمر رشته‌ي فلسفه در غرب به صد سال هم نمي‌رسد، البته درباره‌ي علم از زمان فرانسيس بيكن سخن گفته شده است ولي به عنوان يك مكتب تنها حدود صد سال قدمت دارد. در بسياري از دانشگاه‌هاي آمريكا و اروپا دپارتمان فلسفه علم وجود ندارد و گرايش فلسفه علم در دپارتمان‌هاي فلسفه تدريس مي‌شود. جالب آن است كه چنين رشته‌اي كه شايد در غرب بيست سال هم قدمت ندارد چطور در ايران مطرح شده براي آن دپارتمان گذاشتند و بحث‌هايش انجام مي‌شود؟ براي بحث در اين باره مي‌توان از زماني شروع كرد كه ما وارد دانشگاه مي‌شويم. با ورود به دانشگاه چه چيزي رخ مي‌دهد؟ مثلاً اگر رشته‌ي فيزيك بخوانيم بحث نسبيت، كوانتوم و اصل عدم قطعيت، هايزنبرگ مطرح مي‌شود كه عليت را نفي مي‌كند. در زيست‌شناسي نيز بحث تكامل مطرح مي‌شود كه در آموزه‌هاي ديني تكامل به اين معنا نيست.

متن کامل مقاله را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/24ساعت 9:55 AM  توسط مهاجر  | 

فرزندم!

رویای روشنت را

دیگر برای هیچ کسی بازگو مکن!

-حتی برادران عزیزت-

می ترسم

شاید دوباره دست بیندازند

خواب تو را

در چاه

شاید دوباره گرگ...

می دانم

تو یازده ستاره و خورشید و ماه

در خواب دیده ای

حالا باش!

تا خواب یک ستاره دیگر

تعبیر خواب های تو را

روشن کند

ای کاش...!

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/24ساعت 9:50 AM  توسط مهاجر  | 

پس از بازنشستگی ۸ نفر از اساتید دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه، تعدادی از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترای این دانشکده نامه ای سرگشاده به رییس دانشگاه علامه طباطبایی، در مورد عواقب سوء برخوردهای سیاست زده و سلیقه ای در ساحت علم هشدار داده اند.

متن کامل این نامه به این شرح است:

بسمه تعالی

جناب آقای صدر الدین شریعتی

ریاست محترم دانشگاه علامه طباطبایی

با سلام و احترام

در طول مدت حضور خود در مقطع تحصیلات تکمیلی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی شاهد کمبودها و کاستیهای فراوانی در حوزه های مختلف اجرایی دانشگاه بوده و هستیم.

نبود امکاناتی نظیر سایت مناسب، خوابگاه و .. در شان بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه،  کاستی هایی است که در برابر نواقص دیگر قابل چشم پوشی است.

به نظر نگارندگان این نامه مهمترین سرمایه ی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی وجود اساتید کارآمد، باسابقه، متعهد و بادانشی است که در طول سالیان خدمت خود موجبات برتری محسوس علمی این دانشکده را نسبت به سایر دانشکده های اقتصاد کشور فراهم آورده اند.

سرمایه هایی که عمر خود را صرف دفاع از سنگر علم و تعهد نمودند و امروز هیچ اندوخته ای غیر از خستگی و مرارت سالهای رنج و جهاد علمی در کوله بار خود ندارند.

ما اینگونه می اندیشیم که هر نوع برخورد سلیقه ای و سیاست زده در ساحت علم عواقب جبران ناپذیری برای اینده علمی کشور و دانشگاه خواهد داشت.

برخوردهایی که نمونه های آن در سالهای حضور شما در ریاست دانشگاه مشاهده کردیم و بسیار متاسف و متاثر شدیم.

بازنشستگی خود خواسته‌ي برخي از اساتيد در اثر فشارهاي رواني و برخوردهاي غيرمسوولانه مديرت دانشكده، ممنوع التدريس شدن برخي اساتيد، انصراف برخي ديگر از اساتيد دانشكده در اعتراض به اين برخوردها، عدم همكاري با گروه هاي آموزشي دانشكده در خصوص جذب اساتيد جديد و ... نمونه هايي از اين دست است.

ا موضع دانشجوياني كه نگران اينده اين مرز و بوم هستيم به جنابعالي و همكارانتان متذكر مي شويم كه ادامه روند موجود قطعا زيانهاي جبران‌ناپذيري براي دانشگاه و جامعه در پي خواهد داشت و خواهشمنديم در رويه در پيش گرفته شده تجديد نظر نماييد.

و السلام علي من اتبع الهدي

جمعي از دانشجويان تحصيلات تكميلي

دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي

اسامي و كپي امضاي امضاكنندگان اين نامه كه ۴۰ تن از دانشجويان تحصيلات تكميلي دانشكده اقتصاد هستند، در نزد نگارنده وبلاگ محفوظ مي باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/21ساعت 10:52 AM  توسط مهاجر  | 

گزارش نشستی که به انتقاد آراسته شد

همانگونه که وعده داده بودم گزارش کامل نشست مجید مجیدی ، کارگردان فیلم آواز گنجشکها با اصحاب رسانه در فرهنگسرای رسانه تقدیم میگردد.

مجیدی: امروز در کشور ما از مجلس تا وزارت فرهنگ و اغلب سازمانها همه در مورد سینما اظهارنظر می کنند و از آن متوقع هستند ولی سوال من این است که مگر چقدر برای سینمای ایران هزینه کرده ایم که این همه از آن توقع داریم؟ تنها بخش بسیار کوچکی از بودجه سینما وارد بخش تولید می شود و بخش اعظم آن به پرداخت حقوق در سازمانهای متولی مدیریت سینما و سایر امور صرف می شود.

ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/21ساعت 10:27 AM  توسط مهاجر  | 

چندی پیش دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی شاهد برگزاری جلسه ای بود که علی الظاهر نام تقدیر از اساتید بازنشسته این دانشکده را بر خود داشت ولی در واقع جلسه وداع جامعه علمی کشور با اساتیدی بود که طی یک سال گذشته به دلایل مختلف (و تقریبا غیر علمی) مجبور به بازنشستگی شده اند.

می خواستم گزارشی از این نشست بنویسم ولی چون خودم حضور نداشتم فعلا مطلبی را که یکی از وبلاگ نویسان اهل دغدغه در وبلاگ خود به نام ۱۹۸۴ گذارده بودند عینا می آورم. در فرصتهای بعدی به تفصیل در مورد این وقایع و دلایل آن و مهمتر از اینها، تاثیرات سوء این وقایع بر جامعه علمی کشور بیشتر خواهم نوشت.

"پانزده ماه پس از انتشار نامه 57 اقتصاددان منتقد خطاب به سیاست های دولت محمود احمدی نژاد که به برگزاری نشستی بی نتیجه میان دولتی ها و منتقدان منجر شد، پروژه پاکسازی اساتید اقتصاد امضا کنندگان نامه های انتقادی که سومین آنها نیز اخیرا نوشته شده، کلید خورد.

پس از یک سال اعمال فشار و محدودیت برای تدریس اساتید منتقد در دانشگاهها طی روزهای گذشته سه تن از امضا کنندگان نامه 57 اقتصاددان که برخی از آنها حتی ممنوع التدریس شده بودند، به اجبار بازنشسته شدند. بهروز هادی زنوز, علی صادقی تهرانی و محمود ختایی از اقتصاددانان عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی که از حلقه اصلی تدوین نامه های انتقادی به رییس جمهوری بودند، پس از یکسال تحمل تعطیلی کلاس های درس و برخوردهای نامناسب حراست دانشگاه به اجبار تقاضای بازنشستگی خود را تقدیم کردند که بلافاصله با موافقت ریاست دانشکده اقتصاد و دانشگاه علامه طباطبایی مواجه شد."

ادامه مطلب را مطالعه فرمائید.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/20ساعت 5:24 PM  توسط مهاجر  | 

شعری درباره انتظار، سروده دوست بزرگوارم احسان کاوه

دو چشم خیس من امشب به ابرها مانده ست
که از نظاره ماه این زمان جدا مانده ست

نگاه خیره من خسته از پلیدی ها
در انتظار تماشای ماه وا مانده ست

تو ای سخاوت آبی! اگر که می دانی
بگو ترا بخدا ماه من کجا مانده ست

زمین اسیر سیاهی و ظلم و گمراهی است
چنان که وضع جهان در کسوف جا مانده ست...

کجاست وارث بر حق ذوالفقار علی؟!
که داغ فاطمه بر سینه های ما مانده ست

کجاست طالب خون های انبیا که هنوز؟!
به قلب منتظران داغ کربلا مانده ست

کجاست قائم هستی که از صلابت اوست ؟!
اگر زمین و زمان قرص و روی پا مانده ست

جمال روی شما از حجاب بیرون است
قلوب قاصر ما غایب از شما مانده است

بیا که چشمه چشمت دوباره زنده کند
قلوب تیره ما را که بی صفا مانده ست

به کام خسته دلان انتظار شیرین است
هنوز قسمت زیبای ماجرا مانده ست

سوار کشتی عشقیم و غرق بحر امید
که در میانه امواج ناخدا مانده ست

سخن زعشق شما رفت زین میان تنها
سکوت قافیه ها بهت واژه ها مانده ست

احسان

منبع: آیات غمزه

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/20ساعت 3:41 PM  توسط مهاجر  | 

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
 
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید

طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
 
دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم
مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید
 
در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید
 
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید
 
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/20ساعت 3:32 PM  توسط مهاجر  | 

کارگردانان برنده جایزه بهترین کارگردان جشنواره فیلم فجر

برنده نداشت (۱۳۶۱) · خسرو سینایی (۱۳۶۲) · یدالله صمدی (۱۳۶۳) · کیانوش عیاری (۱۳۶۴) · عباس کیارستمی (۱۳۶۵) · کیانوش عیاری (۱۳۶۶) · محسن مخملباف (۱۳۶۷) · داریوش مهرجویی (۱۳۶۸) · واروژ کریم مسیحی (۱۳۶۹) · رخشان بنی‌اعتماد (۱۳۷۰) · سیروس الوند (۱۳۷۱) · محمد بزرگ‌نیا (۱۳۷۲) · داریوش مهرجویی (۱۳۷۳) · کیومرث پوراحمد (۱۳۷۴) · مجید مجیدی (۱۳۷۵) · ابراهیم حاتمی‌کیا (۱۳۷۶) · رسول ملاقلی‌پور (۱۳۷۷) · بهمن فرمان‌آرا (۱۳۷۸) · مجید مجیدی (۱۳۷۹) · رسول صدرعاملی (۱۳۸۰) · رضا میرکریمی (۱۳۸۱) · احمدرضا درویش (۱۳۸۲) · مجید مجیدی (۱۳۸۳) · اصغر فرهادی (۱۳۸۴) · ؟؟؟؟ (۱۳۸۵) · مجید مجیدی (۱۳۸۶) 

برای آشنایی با مجید مجیدی اینجاکلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/20ساعت 3:7 PM  توسط مهاجر  | 

نشست مطبوعاتی بررسی حضور فیلم آواز گنجشکها ساخته مجید مجیدی در اسکار با حضور کمال تبریزی و کاشانی (نویسنده فیلمنامه) و درستکار (منتقد سینمایی) در حضور اصحاب رسانه روز شنبه ۲۰ مهرماه ساعت ۱۱ در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.

بحثهای مهمی که در این جلسه مطرح شد را در مطالب بعدی برای دوستان خواهم نوشت. چون شاید خیلی از مطالب مطرح شده توسط مجیدی توسط خبرگزاری ها انعکاس نیابد.

از سری این نشستها دوشنبه ۲۲ مهرماه ساعت ۱۱ هم فیلم سه زن با حضور منیژه حکمت و بازیگران این فیلم و حضور منتقدان و اصحاب رسانه برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/20ساعت 2:41 PM  توسط مهاجر  | 

تعريف مختصر متدولوژي

به طور خلاصه مي توان گفت كه متدولوژي روشي است كه در تحقيقات استفاده مي شود. اين موضوع با روش تحقيق كه جزو دروس تخصصي اكثر رشته هاي دانشگاهي است متفاوت است . روش تحقيق اصول علمي تحقيق كردن را ياد م ي دهد اما متدولوژي روش چگونگي طرح فرضيه ، اثبات و ارايه تئوري را براي هر علم به صورت جداگانه توضيح مي دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/17ساعت 3:50 PM  توسط مهاجر  | 

اندر احوالات توليد علم

چند سالي است كه بحث توليد علم و نهضت يا جنبش نرم افزاري گفتمان علي الظاهر غالب برخي محافل بالاخص دانشجويي شده است و برخي نيز خود را به عنوان مخاطبين بحث رهبري در زمينه توليد علم يافته اند و به شدت و حدت در احوالات اين امر صحبت مي كنند.

يادم مي آيد اوايل كه كسي تصوير روشني در اين زمينه نداشت و رهبري موضوع را تبيين نكرده بود بحث شكاكيت علمي و علامت سوال گذاشتن جلوي هر آنچه علم غربي محسوب مي شود به شدت در محفل برخي دانشجويان بالاخص داراي تفكر مذهبي رواج يافته بود و قبول نداشتن نظرات علماي غربي بالاخص در حوزه علوم انساني كلاس شده بود. عليرغم توضيحات رهبري هنوز هم برخي تصورشان از اين بحث در همين حد مانده است و متاسفانه بدون داشتن مباني نظري در اصل بحث و آشنايي با اصول نظري و روش شناسي كار علمي و روش شناسي توليد علم در اين زمينه اظهار فضل مي نمايند.

اساسا به نظر حقير نقد هر چيزي در جهت جايگزيني با چيزي ديگر آن هم در حوزه مفاهيم نظري بايستي مبتني بر روش علمي مورد قبول باشد و روش علمي تعريف دارد.

از اين رو تصميم گرفتم براي خودم و كساني كه احيانا بخواهند در اين حوزه حركتي كنند مباحثي پيرامون روش شناسي علم ارائه نمايم.

در ادامه همين مطلب مي توانيد اولين بحث اين موضوع را ببينيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/17ساعت 3:38 PM  توسط مهاجر  | 

خدا کجاست؟

روزگاری دو رفیق بودند. روزی یکی از دیگری پرسید: خدا کیست؟
دومی جوابی نداد. سکوت کرد و اندکی بعد گفت نمی دانم. اصلا در بود و نبودش دلیلی نیافته ام.

روزی به قایقی نشستند و راه دریا گرفتند. پس از چندی طوفان برآمد و هر دو در آب افتادند و اولی بیهوش در کنار دریا به خود آمد. از دوستش خبری نبود. هرچه گشت اثری از او نیافت و ناامید راه خانه درپیش گرفت.

روزهای بسیاری گذشت و همواره یاد رفیق بود. روزی کنار دریا رفت و فریاد زد و رفیقش را از دریا طلب کرد. در کنار دریا به افق خیره ماند و آنقدر گریست که از حال رفت.
خوابی دید. رفیقش بود.
گفت: کجایی؟
جواب داد: در اعماق دریا. منتظرم تا خدا تکلیفم را روشن کند.

پرسید: مگر خدا آنجاست؟ مگر از او خبری یافتی؟

جواب داد: یادت هست در آن طوفان قایقمان درهم پیچید؟ یادت هست که هر دو سعی داشتیم راه نجاتی بیابیم؟

گفت: آری

گفت: آن موقع من ناامید شدم و وقتی دیدم دستانم توان ندارد خود را رها کردم و گفتم امیدی نیست و در اعماق آب فرو رفتم. در حین فرو رفتن دیدم که به سویی می روی و با تمام توان شنا میکنی.

گفت: خوب چرا تو شنا نکردی؟

گفت: دستانم توانی نداشت. پس از اندکی چشمانم سیاهی رفت. وقتی چشمانم را باز کردم دیدم بر فراز دریا هستم و تو همچنان دست و پا میزنی و به سمت تکه چوبی میروی. هرچه به سویت آمدم به تو نرسیدم. هرچه صدایت کردم جوابی نشنیدم. فریاد می زدم و سعی میکردم خودم را به تو برسانم که ناگهان خودم را در اعماق آب دیدم. ماهیها گردم جمع شد بودند. باز فریاد زدم ولی حتی خودم صدای خودم را نمیشنیدم. ناگهان صدایی آمد و ندا داد "بیهوده تلاش نکن تو دیگر مرده ای و باید برویم." گفتم کجا؟ صدا جواب داد: "نزد خدایت"

گفتم چرا این خدا در هنگام زنده بودن تو را سراغ من نفرستاد؟ چرا مرا نجات نداد؟

صدا جواب داد: "چون تو هرگز نخواندیش، رفیقت را بنگر. لحظه ای در دل احساس کرد که هنوز شاید کسی باشد که بتواند نجاتش دهد و همان یک لحظه امید به آنکه حتی نمیشناختش نجاتش داد."

دیگری از خواب پرید. یادش آمد که در آن روز ناگهان یاد سوالش درباره خدا افتاد و لحظه ای با خود فکر کرد اگر خدایی باشد، چنانکه میگویند، و اگر آنقدر که میگویند به ما نزدیک باشد و توانا پس باید مرا نجات دهد."

برخاست رو به آسمان کرد و گفت خدایا یافتمت. تو اصلا دور از من نبودی که به دنبالت بگردم.  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/14ساعت 2:10 PM  توسط مهاجر  | 

عباسپور: کردان هیچ مدرکی از اکسفورد و دانشگاه آزاد ندارد

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی که ماموریت یافته بود در باره مدارک تحصیلی علی کردان وزیر کشور گزارشی را تهیه و به رئیس مجلس ارائه کند امروز در جلسه غیر علنی مجلس اعلام کرد که کردان هیچ مدرکی از اکسفورد و دانشگاه آزاد ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/13ساعت 7:23 PM  توسط مهاجر  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/13ساعت 7:20 PM  توسط مهاجر  | 

رسانه ها گفتند و نوشتند که مدرک وزیر محترم و بزرگوار کشور جمهوری اسلامی ایران بنا به اعتراف نامه خودش به احمدی نژاد جعلی است.

اوایل این قضیه من نوشتم خدا کند جعلی نباشد چون حدس می زدم جعلی باشد و اثبات شود و با توجه به سیاست مصلحتگرایی دولت، عکس العملی در برابر وی انجام نشود.

حال قضیه اثبات شد و کسی تاکنون چیزی به وزیر محترم نگفته  و این نقض صریح قانون است که ارائه مدرک جعلی را مشمول مجازات زندان میداند.

حال چشمهامان به رسانه هاست که بگویند عکس العمل رئیس جمهور چیست؟

هرچند میدانم با توجه به اینکه این مسائل بی اهمیت است و اصل خدمت!!!!است و این کاغذپاره ها اهمیتی ندارد ایشان واکنشی نشان نمیدهد و موضوع بایگانی میشود.

ولی جای چند سوال باقیست:

آیا رئیس جمهور و نمایندگان مجلس در برابر این بی حرمتی به ساحت مجلس و قانون ساکت خواهندماند؟ بنا به کدام اصل از اصول اصولگرایی و بنا به کدام مصلحت؟

آیا اعتماد مردم را به حفظ وزیر و خواباندن سر و صداها ترجیح ندارد؟

آیا می توان از مردم انتظار داشت در انتخابات آتی به وزیری که علنا در مجلس دروغ گفته است اعتماد کنند؟

آیا دروغ یک وزیر حکومت اسلامی آن هم نه در خفا بلکه در مجلس بی اهمیت است و باید از آن به سادگی چشم پوشید؟

ما از حکومت امیر مومنان به عنوان الگوی عملی حکومت اسلامی چیز دیگری شنیده ایم.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/13ساعت 10:3 AM  توسط مهاجر  | 

 
 
 
 
 

 
واژه «عيد» از ريشه عود گرفته شده و به معناى بازگشت است، و واژه «فطر» از فطرت گرفته شده و به معناى سرشت است. بنابراين عيد فطر؛ يعنى بازگشت به فطرت و سرشت. بازگشت از اين نظر که آيا رابطه ما با فطرت پاک انسانى به طور صحيح برقرار است يا نه؟ آيا آن اعماق روح و فطرت پاکى که خداوند به ما داده و بر اثر حجاب‌هاى جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رويش نشسته، در کلاس ماه رمضان زنگارها زدوده شده‌اند يا نه؟ که اگر چنين است بايد ابتداى نجات و آغاز پيروزى بر طاغوت نفس را در نماز عيد فطر اعلام بدارند و جشن بگيرند. به عنوان اين که: آنچه را در ماه رمضان آموخته‌اند و در راه خودسازى و بهسازى به کار برده‌اند ابراز بدارند، با کلمات و حرکات، بلکه در قلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعار آميخته با شعور و فرياد برون و درون که:

«الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر و لله الحمد والحمد لله على ما هدانا و له الشکر على ما اولانا؛ خدا بزرگ‌تر از آن است که توصيف گردد. آرى چنين است، معبودى جز خداى يکتا و بى‌همتا نيست، و خدا بزرگ‌تر از آن است که وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاک خدا دارد به خاطر آن که ما را - در راستاى پاکسازى و بهسازى - هدايت کرده، و شکر او را که جمعيت ما و امت ما را برترين جمعيت و امت قرار داده است.»

رمضان اندک اندک پايان مى‌پذيرد، و به انتهاى خود مى‌رسد، مسلمانان در مکتب رمضان و روزه، در پرتو آيات قرآن و نيايش‌ها و تقويت صبر و اراده، پس از فراگيرى و آموزش به خودسازى پرداخته‌اند؛ اينک جشن مى‌گيرند که در راه پر دست‌انداز جهاد اکبر، با گام‌هاى استوار عبور کرده‌اند و به مقصود رسيده‌اند. چرا که براى انسان بازگشت به خويشتن، فرا رسيدن بهار معنويت است؛ مانند درختانى که پس از گذران زمستان سرد زمستاني، به بهار رسيده‌اند و در مسير حرکت قرار گرفته‌اند، به راستى چه عيدى شيرين‌تر و چه پيروزى‌اى شکوهمندتر از بازگشت به خويشتن، و پيروزى بر طاغوت نفس اماره؟ که فطرت را زير پاى سهمگين خود منکوب کرده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/09ساعت 5:9 PM  توسط مهاجر  |