تبليغاتX
هيچستان

هيچستان

هيچستان جايي است در دامنه بلندترين آتشفشان. آتشفشاني به نام سكوت...

برافتادن یا براندازی. مساله این است

طي چندماه اخير اصطلاح براندازي نرم را بارها و بارها از تلويزيون شنيده‌ايم. هركس توضيحي راجع به آن داد و گذشت. عده اي به اتهام آن دستگير شده‌‌اند و محاكمه‌شان در جريان  است. عده‌اي مي گويند امكان نداشت. برخي مي‌گويند چنين خبري نبود.  حرف و حديث اين روزها در اين موارد بسيار است.

اگر از آنچه در اين ايام در خيابانهاي تهران گذشت، بگذريم، كه به سادگي هم نمي توان گذشت، چيزي كه اين روزها بيش از اين اغتشاشات و شعارهاي شبانه پشت پنجره و بگير و ببندها، ذهن مرا مشغول كرده بود، مساله برافتادن بود. آري، براندازي نه، برافتادن.

با براندازي، نرم يا سخت، شايد بتوان مقابله كرد، شايدش را از اين رو گفتم كه تحقق‌اش را نيازمند برخي آمادگي‌ها و توانايي‌ها مي‌دانم. حوادث اخير نشان داد ما برخي ‌اش را  خوب داريم، مثل بسيج و گارد ضد شورش، ولي برخي اش را تقريبا نداريم مثل رسانه هوشمند و موقعيت شناس، تحليل‌گران فراجرياني و ميانجيان بي‌طرف و... ولي برافتادن، اگر ندانيم كه در حال برافتادنيم، برخواهيم افتاد و اگر بدانيم و لي جدي نگيريم هم.

به واژه‌ي براندازي جمهوري اسلامي خوب دقت كنيد؛ جمهوري‌اش نباشد كل عبارت برافتاده، اسلامي نباشد، هم چنين. نمي خواهم دعواي چندين ساله‌ي برخي در مورد تركيب اين عبارت را بازگويم، جمهوريت يعني مردم. يعني اعتماد مردم و يعني حضور مردم. بدون اين، تركيب جمهوري اسلامي بي معناست. اسلامي هم يعني منطبق بر رفتار و اخلاق و مشي توحيدي اسلام. بداخلاقي و خروج از اين خط هم اين تركيب را برانداخته است.

من معتقدم موسوي و احمدي نژاد هر دو برافتادند، البته اگر اندكي انصاف داشته باشيم درحال برافتادن‌اند. در نگاه به حوادث اخير، دنبال برانداز نبوده‌ام. درد من، درد برافتادن‌هاست. اين دو بزرگوار هر ان چه به زعمشان درست بود، كردند و مي‌كنند و خواهند كرد. البته امروز ديگر قصه، قصه‌ي اين دو نيست. دعوا دعواي دوستان قديمي‌اي است كه امروز تحمل همديگر را ندارند.

آنها كه گفتند مي‌خواهيم جمهوري اسلامي بسازيم، اولين قدمشان، جمهوري خواستن و اسلامي نگريستن بود.

به نظر حقير، خطر برافتادن بيش از خطر براندازي نظام را تهديد مي‌كند . امروز رفتار نخبگان سياسي، حاكمان و... در تمام قوا و اركان‌ حكومتي و برخي نهادهاي مدني، نشان مي‌دهد برخي مشي اسلامي، انقلابي و تكيه بر مردم را سليقه‌اي و مقطعي مي‌خواهند و با آن برخوردي دوگانه دارند. دوستان بزرگوار حواسشان نيست ( و شايد هم هست، كه اگر اينگونه باشد، ...) كه در پي حاكميت مشي و تفكر خويش‌اند؛ اين يعني برافتادن. جمهوري اسلامي زماني فرومي‌ريزد كه حاكمان و نخبگان آن هر دو باهم و يا در مقابل هم، خود را عين جمهوريت و اسلاميت بدانند. در جريانات اخير، اين چنين بويي بسيار به مشام رسيد. حاكمان براي حاكم ماندن خود، (حالا با مسامحه باشيم، حاكم ماندن جمهوري اسلامي) به گونه‌اي رفتار كردند كه از جمهوري اسلامي انتظارش نمي‌رفت، نخبگان هم براي به حاكميت رسيدن (با همان مقدار مسامحه كه براي حاكمان داشتيم، براي جلوگيري از انحراف) به رفتارهايي از همان دست و گاه بدتر دست زدند.

فتنه سنگين بود و هست. خدا هم با هيچ كس پسرخاله نيست. همه مراقب باشيم. حاكمان براي حاكميت و نخبگان براي اصلاح دچار خودبيني نشوند، كه البته در نشوندش ترديد دارم، هر دو طرف نشان دادند كه طعم قدرت را دوست دارند.

الهي لاتكلني علي نفسي طرفه عينا

م. پ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/05ساعت 11:15 AM  توسط مهاجر  | 

بازنمايي اسلام و مسلمانان در رسانه ها

مقاله زير را از سايت مركز مطالعت و تحقيقات رسانه اي گرفته‌ام. مقاله به بررسی بازنمایی اسلام و مسلمانان در مطبوعات انگلیس می پردازد و نشان می‌دهد که مسلمانان در رسانه‌ها، به مثابه دیگری بیگانه تصویر می‌شوند. مقاله به بیان این نکته می‌پردازد که اینگونه بازنمایی می‌تواند با شکل توسعه یافته‌ای از نژادپرستی که با عنوان اسلام هراسی (Islamphobia) از آن یاد می‌شود، مرتبط باشد. [مفهومی] که ریشه در بازنمایی‌های فرهنگی «دیگری» دارد. در راستای بسط این ادعا، این مقاله نگاهی گذرا و خلاصه‌وار به چگونگی بازنمایی اقلیت‌های نژادی در مطبوعات انگلیس دارد و مدعی است؛ رفتاری که با مسلمان بریتانیایی و اسلام می‌شود با اشکالی از کژرفتاری (deviance) و تکیه بر غیر انگلیسی بودن مرتبط است.

براي مطالعه متن كامل مقاله اينجا كليك كنيد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/08ساعت 4:46 PM  توسط مهاجر  | 

دست خط جالبی از امیرکبیر

 

قربانت شوم

الساعه که در ایوان منزل با همشیره‌ی همایونی به شکستن لبه‌ی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده‌بودم به توصیه‌ی عمه‌ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌اید. فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره‌ی امور مملکت به توصیه‌ی عمه و خاله نمی‌شود.

زیاده جسارت است، تقی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 4:50 PM  توسط مهاجر  | 

مرد برای اعتراف نزد کشیش رفت.
«پدر مقدس، مرا ببخش. در زمان جنگ جهانی دوم من به یک یهودی پناه دادم»
«مسلماً تو گناه نکرده ای پسرم»
 
«اما من ازش خواستم برای ماندن در انباری من هفته ای بیست شیلینگ بپردازد»
«خوب البته این یکی زیاد خوب نبوده. اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادی، بنابر این بخشیده می شوی»
«اوه پدر این خیلی عالیه. خیالم راحت شد. حالا میتونم یه سئوال دیگه هم بپرسم؟»
«چی می خوای بپرسی پسرم؟»
«به نظر شما باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟»
 
به نقل از وبلاگ آقای مهندس
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/26ساعت 3:50 PM  توسط مهاجر  | 

غرب امام زمان را بيشتر از ما جدي گرفته است

شيخ علي كوراني محقق مباحث مهدويت و مولف مجموعه پنج جلدي «معجم احاديث امام المهدي» در كتاب عصر ظهور مي‌نويسد: بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران نشانه‌هاي اعتقاد به حضرت مهدي (عج) در ميان ملل اسلامي و حتي غيراسلامي يعني پرسش از او و سخن گفتن پيرامون او و مطالعه و تاليف درباره او به اوج رسيده است. تا جاييكه شايع شده است  كه وزارت اطلاعات آمريكا پرونده‌اي از تمام اطلاعات لازم درباره آن حضرت تهيه و تنظيم نموده است كه تنها نقص آن تصوير حضرت است.»

در هيچ دوره‌اي نظريه‌پردازان، سياستمداران و عموم مردم ساكنان سرزمين‌هاي غربي به اندازه دوره‌اي كه در آن به سر مي‌بريم درباره آينده جهان، جنگ پاياني، ظهور مسيح، ضد مسيح و همه آنچه كه غرب و تمدن مادي آن را به خطر مي‌افكند، گفتگو نكرده و بر اساس پژوهشهاي انجام شده اقدام به توليد آثار فرهنگي و تنظيم استراتژي‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي خود ننموده‌اند.

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/08ساعت 11:51 AM  توسط مهاجر  | 

فلسفه علم

 چرا فلسفه علم در ايران مطرح شده است؟ عمر رشته‌ي فلسفه در غرب به صد سال هم نمي‌رسد، البته درباره‌ي علم از زمان فرانسيس بيكن سخن گفته شده است ولي به عنوان يك مكتب تنها حدود صد سال قدمت دارد. در بسياري از دانشگاه‌هاي آمريكا و اروپا دپارتمان فلسفه علم وجود ندارد و گرايش فلسفه علم در دپارتمان‌هاي فلسفه تدريس مي‌شود. جالب آن است كه چنين رشته‌اي كه شايد در غرب بيست سال هم قدمت ندارد چطور در ايران مطرح شده براي آن دپارتمان گذاشتند و بحث‌هايش انجام مي‌شود؟ براي بحث در اين باره مي‌توان از زماني شروع كرد كه ما وارد دانشگاه مي‌شويم. با ورود به دانشگاه چه چيزي رخ مي‌دهد؟ مثلاً اگر رشته‌ي فيزيك بخوانيم بحث نسبيت، كوانتوم و اصل عدم قطعيت، هايزنبرگ مطرح مي‌شود كه عليت را نفي مي‌كند. در زيست‌شناسي نيز بحث تكامل مطرح مي‌شود كه در آموزه‌هاي ديني تكامل به اين معنا نيست.

متن کامل مقاله را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/24ساعت 9:55 AM  توسط مهاجر  | 

اخوان، اراده ی معطوف به آزادی

 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی

در این لحظه هیچ تردید ندارم ، که هر هنرمندِ بزرگی ، در مرکز وجودی خود ، یک تناقض ناگزیر دارد . تناقضی که اگر روزی به ارتفاع یکی از نقیضین منجر شود کارِ هنرمند نیز تمام است و دیگر از هنر چیزی جز مهارت های آن برایش باقی نخواهد ماند . کشف  مرکز این تناقض ها ، در هنر مندان ، گاه بسیار دشوار است و چنان که جای دیگر بحث کرده ام ، خاستگاه این تناقض همان « اراده ی معطوف به آزادی » است که در کمون ذات انسان به ودیعت نهاده شده است .

      خلاقیت هنری ، چیزی جز ظهورات گاه گاهِ این تناقض نیست . خیام ، جلال الدین مولوی ، حافظ و حتی فردوسی گرفتار این تناقض بوده اند . ناصر خسرو کوشیده است که این تناقض را ، آگاهانه ، حل کند ولی ناخودآگاه از گوشه و کنار هنرش این تناقض خود را نشان می دهد.

 متن کامل مطلب آقای شفیعی کدکنی را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/24ساعت 1:1 PM  توسط مهاجر  | 

می دانم این مطلب را نه رئیس جمهور میخواند و نه آنان که دستشان به ایشان میرسد. آنانی هم که دستشان٬ به آنان که دستشان به رئیس جمهور می رسد٬ می رسد٬ این مطلب را ناقابل تر از آن خواهند یافت که انعکاس دهند. از آنجا که من هم جایی جز اینجا برای انعکاس این حرفها ندارم پس نکاتی را می نویسم. انتظار انعکاس و رسیدن آن به گوش کسی را ندارم.

چندی است که زمزمه طرح تحول بر سر زبانهاست و مخالفین و موافقین در سطح کارشناسان و سیاسیون آن را نقد و ارزیابی می کنند که البته بسیار خوب و مبارک است که دولت هم به این نقدها توجه می کند!!

اما آنچه در میان امت (شاید هم ملت) می بینیم چند چیز است، بخش عمده که اغلب با تردید (کمی همراه با بدبینی) آن را بهانه ای تازه برای گرانی ها می دانند . گروهی ان را برنامه جدید دولت برای مشغول کردن ملت دانسته و مثل سایر برنامه ها در سایر دولتها آن را بی ثمر می خوانند.. عده ای که احمدی نژاد را انتخاب کرده اند با نگرانی (و کمی وسواس و البته غر زدن) اجرای ان را سخت می پندارند.  گروهی اندک که رئیس جمهور را امید انقلاب می خوانند با نگرانی منتظر نتیجه اند.

من نه چیز زیادی از طرح تحول میدانم و نه از تحول اقتصادی سر در می آورم به عنوان یک شهروند چند نکته می دانم که گفتن آن را خالی از فایده نمیبینم.

۱- عدم شفافیت و عدم ارائه صحیح و به موقع اطلاعات این طرح به مردم موجب چند ضرر است: الف- حدس و گمان و رایزنی های بدون اطلاعات که منجر به ایجاد شایعه می شود. ب- سوءاستفاده مخالفان دولت که موجب تشدید شایعات شده و بر آن دامن می زند. 

۲- عدم توضیح به موقع دولت در مورد جزئیات آینده فضای ابهام ایجاد کرده و تصمیم گیری را برای فعالان خرده پای اقتصادی سخت می کند. (کارگاههای کوچک اقتصادی به شدت وابسته به همین یارانه های جزئی بوده اند و الان نمیدانند که چه اتفاقی قرار است بیفتد.)

۳-  تبلیغ بیش از حد در مورد چیزی که مردم اطلاع چندانی از آن ندارند و وعده دادن و اعلام اینکه ماشین پیشرفت دارد با سرعت خوبی می رود و مردم الان اوضاعشان خوب است نه تنها بدبینی در اهل تردید ایجاد میکند بلکه تردید همراهان را نیز در پی خواهد داشت.

نگاهی واقع بینانه به اوضاع، تشدید تورم و فشار را کاملا نشان می دهد. اگر قرار است برای گذر از این دوره و گذراندن دوره نقاهت پیکره اقتصاد بیمار کشور و قطع به یارانه ها، مردم چندی سختی تحمل کنند، بایستی بدون ترس از عواقب، شفاف و صریح، این مطلب را به مردم اعلام کرد و از آنها خواست که همراهی کنند. همراهی مردم مهم ترین سرمایه دولت است. دولت نه برای رای آوردن در دور بعد بلکه برای به ثمر رساندن طرح های نیمه تمام خود بایستی صادقانه و عاجزانه از مردم تقاضای همراهی کند نه اینکه با خوب توصیف کردن اوضاعی که مردم با گوشت و پوست خود  سختی آن را احساس می کنند آنها را به فضای تردید و بدبینی هل داد.

۴- نکته آخر اینکه امروزه در سطوح میانی مدیران دولتی ناکارآمدی و ضعف به شدت مشهود است. با این بدنه ناهمگون و ضعیف نمی توان تحول ایجاد کرد و آثار تحول احتمالی به زندگی مردم منتقل نمی شود. نظارت کم و گاهی خوش بینی بیهوده به برخی چهره ها، که سابقه همراهی دولت یا نظام را داشته اند ، باعث برخی سوءاستفاده ها شده است که به شدت حیثیت دولت نهم را لکه دار کرده است.

اگر کمی واقع بینانه بنگریم محبوبیت دولت نهم کاسته شده است. دلیل این امر تنها عملکرد دولت نیست بلکه از یک سو٬ ضعف در اطلاع رسانی صحیح و دور نگه داشتن مردم از حوزه تصمیمات و بی اطلاع نگه داشتن آنان و از سویی دیگر٬ رفتن برخی مدیران میانی معتمد و طرفدار دولت به همان راه پیشینیان است که با دفترآرایی و گزارشهای پر آب و تاب بدون محتوا سعی در گذراندن دوره مدیریت خود دارند. و این هر دو از چشم مردم پنهان نمی ماند.

رسیدگی به وضع مردم میسر نخواهد بود مگر با اصلاح بدنه مدیریتی نظام و تا این بدنه اینچنین است کاری به ثمر نمی نشیند.

م.پ

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/23ساعت 1:13 PM  توسط مهاجر  | 

دارد این پست ها حساب کتاب

هست پست و مقام، خواب و خیال
اندر این روزگار قحط رجال
این مدیران که صاحب کلهند
به تو پست معاونت ندهند
نرسد هر کسی به حد نصاب
دارد این پست ها حساب کتاب
باید البته بود بایسته
وانگهی کاردان و شایسته
با مدیر آشنا، به ضرس یقین
اهل یک فرقه ای، مضاف بر این
مدتی پیشتر، گرفته ژتون
نام فامیلی اش دهان پر کن
نیست در انتخاب آدم پاک
ابدا مدرک و سواد، ملاک
بعد سالی که پایه اش شد سفت
می شود دکترا براش گرفت
شصت تا دستیار خواهد داشت
به تخصص چه کار خواهد داشت
پست های کلیدی مرسوم
هست مخصوص عده ای معلوم
بعضا این پست ها که مرغوب است
می شود جابه جا و دست به دست
لیکن این پست ها، به شکل عجیب
نرسد مطلقا به غیر و غریب
مثل ما را فرا نمی خوانند
چون ز ما بهتران فراوانند
آن که رم زین رسوم نغز کند
باید اصلا فرار مغز کند!

ابوالفضل زرویی نصرآباد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/21ساعت 12:1 PM  توسط مهاجر  | 

مصطفی چمران از جنس دیگری بود

مصاحبه دکتر سید صادق طباطبایی، از دوستان بسیار نزدیک چمران با ایسنا را اینجا بخوانید

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/18ساعت 10:56 AM  توسط مهاجر  | 

این حنجره این باغ صدا را نفروشید                              این پنجره این خاطره‌ها را نفروشید
در شهر شما باری اگر عشق فروشی است                        هم غیرت آبادی ما را نفروشید
تنها به خدا دلخوشی ما به دل ماست                                  صندوقچه راز خدا را نفروشید
سرمایه دل نیست به جز اشک و به جز آیینه              س دست‌کم این آب و هوا را نفروشید
در دست خدا آینه‌ای جز دل ما نیست                                 آینه شمایید، شما را نفروشید
در پیله پروانه به جز کرم نلولد                                                 پروانه پرواز رها را نفروشید
یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم                           این هروله سعی و صفا را نفروشید
دور از نظر ماست اگر منزل این راه                                         این منظره دیرنما را نفروشید

       قیصر امین پور                

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/18ساعت 9:57 AM  توسط مهاجر  | 

روزی از روزها پدری از یک خانواده ثروتمند ،پسرش را به مناطق روستایی برد تا او در یابد مردم تنگدست چگونه زندگی می کنند.
آنان دو روز و دو شب را در مزرعه ی خانواده ای بسیار فقیر سر کردنند و سپس به سوی شهر بازگشتند .
در نیمه های راه پدر از فرزند پرسید:خب پسرم ،به من بگو سفر چگونه گذشت؟ پسر جواب داد: خیلی خوب بود پدر.
پدر پرسید : پسرم آیا دیدی مردم فقیر چگونه زندگی می کنند ؟پسر گفت :بله پدر ،دیدم...
پدر دوباره پرسید : بگو ببینم از این سفر چه آموختی؟ پسر چنین پاسخ داد :
من دیدم که ما در خانه ی خود یک سگ داریم و آنان چهار سگ داشتند. ما استخری داریم که تا نیمه های باغمان طول دارد و آنان برکه ای دارند که پایانی ندارد ،ما فانوس های باغمان را از خارج وارد کرده ایم ،اما فانوسهای آنان ستارگان آسمانند ؛ایوان ما تا حیاط جلوی خانه مان ادامه دارد ،اما ایوان آنان تا افق گسترده است. ما قطعه زمین کوچکی داریم که در آن زندگی می کنیم ،اما آنها کشتزار هایی دارند که انتهای آنان دیده نمی شود؛ ما پیشخدمت هایی داریم که به ما خدمت می کنند ،اما آنها خود به دیگران خدمت می کنند؛ ما غذای مصرفیمان را خریداری می کنیم ،اما آنها غذایشان را خود تولید می کنند ؛ما در اطراف ملک خود دیوار هایی داریم تا ما را محافظت کنند ، اما آنان دوستانی دارند تا آنها را محافظت کنند.
آن پسر همچنان سخن می گفت و پدر سکوت کرده بود و سخنی برای گفتن نداشت.
پسر سپس افزود :
"متشکرم پدر که نشان دادی ما چقدر فقیر هستیم."

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/17ساعت 2:19 PM  توسط مهاجر  | 

چه فرخنده شبی بود شب قدر من. شب معراج من به آسمان ها.

از طغیان عشق شنیده بودم و قدرت معجزه آسای عشق را می دانستم، اما چیزی که در آن شب مهم بود، این بود که وجود من، روح شده بود و روح من آتشفشان کرده بود. می خواست، همچون نور از زمین خاکی جدا شود و به کهکشان پرواز کند... آن گاه آتش عشق به کمک آمده بود و جسم خاکیم را سوزانده بود و از من فقط دود مانده بود و این دود همراه با روح من به آسمان ها اوج می گرفت...

شب قدر من، شبی که سلول های وجودم، در آتش عشق، تغییر ماهیت داده بود و من چیزی جز عشق گویا نبودم. دل من، کعبه عالم شده بود، می سوخت، نور می داد و وحی الهی بر آن نازل می شد و مقدس ترین پرستش گاه خدا شده بود. امواج خروشان عشق از آن سرچشمه می گرفت و به همه اطراف منتشر می شد. از برخورد احساسات رقیق و لطیف با کوه های غم و صحراهای تنهایی و آتش عشق، طوفان های سهمگین به وجود می آمد که همه وجود مرا تا صحرای عدم به دیار نیستی می کشانید و مرا از زندان هستی آزاد می کرد.

ای کاش می توانستم همه خاطرات الهام بخش این شب قدر را به یاد آورم. افسوس که شیرازه فکر و طغیان احساس و آتشفشان روح من، آن قدر سریع و سوزان پیش می رفت که هیچ چیز قادر به ضبط آن نبود....

نوری بود که در آن شب مقدس، بر قلبم تابید، بر زبانم جاری شد و به صوررت اشک، بر رخسارم چکید. من همه زندگی خود را به یک شب قدر نمی فروشم و به خاطر شب های قدر زنده ام. و تعالای شب قدر عبادت من و کمال من و هدف حیات من است.

مصطفی چمران

منبع: خدا بود و یگر هیچ نبود- صفحه ۹۰

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/17ساعت 1:15 PM  توسط مهاجر  | 

چیستی انتظار

مصاحبه مجله پگاه با عماد افروغ

مفهوم انتظار از نظر جنابعالی چیست؟

امیدوار بودن، امید داشتن به غایت انسان و غایت هستی همراه با نوعی آمادگی . اگر بخواهم خلاصه تعریف کنم، انتظار یعنی نوعی امید به آینده داشتن و انسان را هدف دار نمودن .

چه رابطه‏ای بین انتظار و مجموعه تفکر شیعی وجود دارد؟

شیعه مثل همه مذاهب اولا هستی و زندگی را هدفدار تعریف کرده است و امید به زندگی و هستی را نوید می‏دهد . از سوی دیگر شیعه به خاطر اعتقاد راسخ‏تری که به مهدویت دارد، این آمادگی و امید را بیشتر در خود زنده می‏کند . یعنی همیشه بیشتر و زنده‏تر و امیدوارتر با زشتی‏ها و پلیدی‏ها مبارزه می‏کند . شاید به خاطر همین آماده بودن و ایمان به آینده داشتن شیعه است که هر از چند گاهی شاهد ظهور یک انسان، یک منجی و یک شیعه واقعی می‏شویم که گامی را برای ظهور مهدی موعود (عج) برداشته و تغییر و تحولی ایجاد می‏کند و می‏کوشد بازشتی‏ها مبارزه کند . همچنین کسی که در انتظار ظهور است، خودش منتظر فراهم شدن زمینه ظهور است . آن حضرت هم نوعی چشم به راه است تا زمینه برایش فراهم شود تا بتواند ظهور کند .

به هر حال شیعه واقعی کسی است که زمینه ظهور را فراهم می‏کند . بنابراین تفکر شیعه نوعی آماده کردن زمینه و بسترسازی برای ظهور است .

متن کامل مصاحبه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/14ساعت 11:58 AM  توسط مهاجر  | 

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: او می آید و با من راز و نياز خواهد كرد، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را میشنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا، نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند، گنجشک غمگين و افسرده بود ولي باز هم هیچ نگفت ! اما خدا لب به سخن گشود :
"با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست" ؟ گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیهایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان سهمگين و بی موقع چه بود؟
و سنگینی بغض راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر افكندند.

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود، خواب بودی، باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. گنجشک، خیره در خدایی خدا، مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی.
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود ؛ ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت، گويي حسي عجيب وجودش را دگرگون مي كرد.
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...

به نقل از وبلاگ آقای مهندس

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/11ساعت 1:25 PM  توسط مهاجر  | 

پرونده خاطرات شهيد داود كريمي

بعد از تشكيل كميته جنوب تهران 13 و 14 واحد شد خيلي از دوستان و رفقا در آن جا بودند و ما بهترين كميته را داشتيم چون بهترين نيروها و كادرهاي آموزش ديده قبل از انقلاب در آن كميته بود و شايد بهترين كميته‌اي بود كه بهزاد نبوي و آقاي نوري طرحها و كارهاي ما را در كميته 14 تحويل مي‌گرفتند. عرض كنم كه بعد بلافاصله سپاه تشكيل شد و دوستان به علت آشنايي قبلي بنده، من را دعوت كردند رفتم به سپاه پاسداران كه در خيابان پاسداران هم بود و ورود ما توام شد با جلساتي كه 4 تا سپاه بود و مي‌خواست يكي شود. بعد از ادغام سپاه بنده به عنوان معاون آقاي كلاهدوز در ستاد مركزي و آموزشي آن مشغول به كار شدم و به موازات همين هم توي تشكيل مجاهدين انقلاب به عنوان نماينده فجراسلام و صف هم توي جلسات 9 ‌گانه شركت كرديم.

خاطره حاج داوود کریمی در مورد تشکیل گروه فجر را در ادامه مطلب مطالعه فرمائید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 11:0 AM  توسط مهاجر  | 

رئیس جمهور در نامه ای خطاب به زاهدی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دستور داد چگونگی ادامة تحصیل، اخذ مدرک و استفاده از بورس های تحصیلی در داخل و خارج بدون رعایت ضوابط آموزشی برخی از مدیران بررسی شود.

 

 

متن کامل نامة دکتر محمود احمدی نژاد به این شرح است:

جناب آقای دکتر زاهدی

وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری

سلام علیکم

خیل عظیم مدیران دلسوز و فداکار کشور در طول سه دهه بیشترین خدمات را به ملت عزیز و انقلاب اسلامی ارائه کرده اند و بعضاً با نثار جان خویش مسیر خدمت رسانی صادقانه به کشور را هموار و تثبیت کرده اند.

متأسفانه تعداد قلیلی از افراد در دورة مدیریت خود بدون رعایت ضوابط آموزشی و خارج از مقررات جاری در داخل و یا خارج از کشور مدرک تحصیلی اخذ و از عناوین و مزایای آن بهره برده اند و همین، فرصت و بهانه لازم برای خدشه دار کردن حیثیت اکثریت قریب به اتفاق انسان های شریف و خدوم را فراهم آورده است. جهت صیانت از ساحت خدمتگزاران صدیق ضروری است بررسی جامعی از چگونگی ادامه تحصیل، اخذ مدرک، استفاده از بورس های تحصیلی در داخل و خارج و چگونگی ارزیابی آن به ویژه از سال های 1363 به بعد توسط مدیران انجام و گزارش آن را ارائه کنید.

 

((نمی دانم بگوییم نوشدارو بعد از آبروریزی یا ...))

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/07ساعت 10:32 AM  توسط مهاجر  | 

علی کسی است که نه تنها با اندیشه و سخنش ، بلکه با تمام وجود و زندگی اش به همه  دردها و نیازها و همه احتیاج های چند گونه بشری در همه دوره ها پاسخ می دهد .

« دکتر علی شریعتی »

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/07ساعت 9:38 AM  توسط مهاجر  | 

دفاع از «عقلانيت» به هر قيمت كاري خطرناك و ضد حيات است.

نيچه

اكثر پژوهشگران نيچه را بحث برانگيزترين و تأثيرگذارترين فيلسوف معاصر دانسته اند. اگر چه نيچه پايه گذار شيوه اي در فلسفه ورزي شد كه شايد بتوان بر آن نام تفكر غيرسامانمند (غيرسيستماتيك) گذارد؛ اما رهيافت خردگريز و انتقادي وي به دستاوردهاي فلسفي زمانه اش، راه را بر تفكرات بعدي گشود.
مطلبي كه از پي مي آيد، بخشي از پيش گفتار مترجم كتاب «مكتب فرانكفورت و نيچه» نوشته هانس گئورگ گادامر است. گادامر در اين كتاب بر تأثير آراي خردگريز و انتقادي نيچه بر پايه گذاران مكتب فرانكفورت اشاره مي كند. اين كتاب توسط دكتر حامد فولادوند از به فارسي ترجمه شده است.

ادامه مطلب را مطالعه فرمائید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/06ساعت 2:12 PM  توسط مهاجر  | 

برای سالمرگ یک فیلسوف

نیچه

امروز سالروز مرگ مردی است که اندیشه اش را در اروپای قرن بیستم و بالاخص در جنگ های جهانی بسیار موثر می شمارند. فردریش ویلهلم نیچه (F.W.Nietzsche) زادهٔ ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ میلادی که در ۲۵ اوت ۱۹۰۰ میلادی یعنی در آغازین ماه های سده بیستم درگذشت. از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفه‌ٔ امروزی بر مبنای سئوالات بنیادینی دربارهٔ بنیان ارزشها و اخلاق، بوده‌است. نوشته‌های وی نوع سبک تازه در زبان آلمانی محسوب می‌شد.

نگاه نیچه به هرچه هست، تازه‌است. قضاوتی که او درباره جهان می‌کند و آن را به پرسش می‌گیرد، داوری متفاوتی است .

 در ادامه مطلب مروری بر  آثار وی را بخوانید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت 2:54 PM  توسط مهاجر  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت 9:0 AM  توسط مهاجر  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 9:31 AM  توسط مهاجر  | 

هشدار مطهري به دولت و قوه قضاييه
دکتر علی مطهری در نطق پیش از دستور ديروز خود در مجلس شورای اسلامی، ضمن تشکر از دولت درباره مساله هسته‏ای، از اقدامات دولت در نزدیکی به آمریکا و بی‏تفاوتی نسبت به مسایل فرهنگی انتقاد کرد و خواستار عدم اقدام عجولانه در زمینه طرح تحول اقتصادی شد.
 
متن كامل اين نطق را اينجا بخوانيد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/21ساعت 10:30 AM  توسط مهاجر  | 

‌موسيقي‌ از نظر اسلام‌


مطلبي‌ كه‌ پيش‌ روي‌ شماست‌، حاوي‌ دو گفتار از شهيد آيت‌الله‌ دكتر سيد محمد حسيني‌ بهشتي است‌. گفتار نخست‌ درباره‌ حرمت‌ موسيقي‌ است‌ كه‌ در ساليان‌ حضور ايشان‌ در آلمان (1349ـ1343) به‌ عنوان‌ امام‌ مسجد و مركز اسلامي‌ هامبورگ و در پاسخ‌ به‌ پرسشي‌ كه‌ از ايشان‌ در اين‌باره‌ شده‌ ايراد گرديده‌ است‌.

گفتار دوم‌ درباره‌ تفريح‌ از ديدگاه‌ اسلام‌ است‌. اين‌ گفتاربين‌ سال‌هاي‌ 1349 تا 1357 در اردوي‌ تابستاني‌ مدرسه‌رفاه ايراد شده‌ است‌ و پيش‌ از اين‌ نيز توسط بنياد نشر آثارو انديشه‌هاي‌ شهيد آيت‌الله‌ دكتر بهشتي در مجموعه ‌مباحث‌ تربيتي‌ ايشان‌ با عنوان‌ نقش‌ آزادي‌ در تربيت‌ كوكان ‌منتشر شده‌ است‌.
 

متن کامل این دو گفتار را در ادامه مطلب مطالعه فرمائید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/05ساعت 9:53 AM  توسط مهاجر  | 

بعد از بلوغ شریعتی در عرصه روشنفكری و بر منبر روشنفكری اسلامی بسیار بودند كسانی كه معلمان شریعتی بودند، اما كشف نشده بودند، ولی كشف شدند، شریعتی به خود من بارها می‌گفت كه من مرید مطهری هستم... اما طلوع مطهری در آفاقی شد كه آن افاق را از لحاظ جو كلی، كوششهای شریعتی به وجود آورده بود.

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، دكتر شریعتی را نه تنها از ورای كتابها و نوارهای سخنرانی بلكه به عنوان یك دوست، یار و همراه می‌شناخته و بارها با یكدیگر در مشهد و تهران و در جریان مبارزات، گفتگو و تبادل نظر داشته‌اند، لذا به زیر و بم تفكرات شریعتی آشنا بوده‌اند.

متن فوق بخشی از مطالبی است که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی خود در سال 59 به مناسبت سالگرد فوت دكتر شریعتی در مسجد اعظم قم، بیان فرموده‌اند (روزنامه جمهوری اسلامی، 4/4/59، ص12). متن کامل سخنرانی را در ادامه مطلب مطالعه فرمائید. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/05ساعت 8:36 AM  توسط مهاجر  | 

خاموش پرگفتار

آنچه‌ نامد در زبان‌ و در بیان‌
دم‌ مزن‌ تا بشنوی‌ از دم‌ زنان‌

آشنا بگذار در کشتی‌ نوح‌
دم‌ مزن‌ تا دم‌ زند بهر تو روح‌

مقاله «خاموش پرگفتار» توسط دکتر عبدالکریم سروش‌ در «همایش آموزه‌های مولانا برای انسان معاصر» ارائه شده است. متن کامل مقاله را از  اینجا دریافت کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/03ساعت 1:14 PM  توسط مهاجر  | 

گفتگو در باب روشنفکری در سالگرد دکتر شریعتی؛

حقيقت‌گرايي و شجاعت شريعتي نياز امروز ماست.

متن كامل مصاحبه را اينجا بخوانيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/03ساعت 11:8 AM  توسط مهاجر  | 

درباره سهراب
[ علي موسوي گرمارودي ]


سپهري از كساني است كه راه نيما را شناخته بود اما اين را با خود با شخصيت يگانه خويش پيمود او خود را با رنگ و كلمه بيان مي كرد مصالح خلاقيت او هم رنگ بود و هم كلمه و او با اين هر دو نقاشي مي كرد . يا با اين هر دو ماموريت ادبي خود را انجام مي داد تعجب نفرمائيد كه براي نقاشي او نيز تامل به ماموريت ادبي شده ام مي دانيد كه در نقاشي ايراني از گذشته هاي دور به خاطر منعي كه اسلام در مبارزه با آثار بت پرستي پيش آورده بود . پرسپكتيو ناگزير حذف شده يكي از منتقدين غربيي مي گويد نقاشي در آبستره همانجائي رسيده است كه نقاشي ايران اسلامي در طي قرون مي پيمود يعني در اين نقاشي نيز مانند آبستره رنگها يكديگر را فرا مي خوانند . نقاشي ماموريت ادبي مي يابد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/02ساعت 10:24 AM  توسط مهاجر  | 

 

براي مطالعه برخي پايان‌نامه‌ها با موضوع فلسفه مي‌توانيد اينجا مراجعه فرمائيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/02ساعت 10:16 AM  توسط مهاجر  | 

  

محمد بن ابراهیم شیرازی ملقب به صدرالدین و مشهور به ملاصدرا یا صدرالمتالهین، در حدود سال 979 یا 980هجری قمری در شهر شیراز متولد شد.

پدرش ابراهیم بن یحیی قوامی یکی از وزرای دولت صفوی و مردی با نفوذ و ثروتمند بود که با نهایت کوشش به تربیت و تعلیم یگانه پسر خود کمر همت بست و در این راه از هیچ امری مضایقه ننمود.

صدرالدین نیز از همان کودکی استعداد فوق العاده خود را نمودار ساخت و طی مدت کمی تحصیلات عمومی را به پایان رسانید.

در آن زمان، پایتخت و مرکز علمی ایران، اصفهان بود و اکثر اساتید بزرگ در این شهر اقامت داشتند و در مدارس متعدد، شعب مختلف دانش را تدریس می کردند.

ملاصدرا نیز برای کسب معرفت و تکمیل تحصیلات خود، شیراز را ترک گفت و عازم اصفهان شد.

صدرالدین نخست نزد شیخ بهاء الدین عاملی مشهور به شیخ بهائی تلمذ کرد و از او علوم نقلی را آموخت و به کسب اجازه و درجه اجتهاد نائل گشت.

 

براي آشنايي با آثار و افكار ملاصدرا ادامه همين مطلب را مطالعه فرمائيد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/02ساعت 10:3 AM  توسط مهاجر  | 

ابونصر محمد بن محمد بن طرخان، معروف به فارابی، در حدود سال 257هجری قمری/ 870میلادی در دهکده "وسیج" از ناحیه فاراب خراسان به دنیا آمد. در جوانی برای تحصیل به بغداد رفت و نزد "متی بن یونس" به فراگرفتن منطق و فلسفه پرداخت. سپس به حران سفر کرد و به شاگردی "یوحنا بن حیلان" درآمد.

از آغاز کار، هوش سرشار و علم آموزی وی سبب شد که همه موضوعاتی را که تدریس می شد، به خوبی فرا گیرد. به زودی نام او به عنوان فیلسوف و دانشمند شهرت یافت و چون به بغداد بازگشت، گروهی از شاگردان، گرد او فراهم آمدند که "یحیی بن عدی" فیلسوف مسیحی یکی از آنان بود.

در سال 330هجری قمری/941میلادی به دمشق رفت و به "سیف الدوله حمدانی" حاکم حلب پیوست و در زمره علمای دربار او درآمد.فارابی در سال 338هجری قمری/950میلادی در سن هشتاد سالگی در دمشق وفات یافت.

مورخان اسلامی معتقدند که فارابی فردی زاهد پیشه و عزلت گزین و اهل تامل بود. اعراض او از امور دنیوی به حدی بود که با آن که سیف الدوله برایش از بیت المال حقوق بسیار تعیین کرده بود، به چهار درهم در روز قناعت می‌ورزید.

فارابی در انواع علوم بی همتا بود. چنانکه درباره هر علمی از علوم زمان خویش، کتاب نوشت و از کتاب های وی، معلوم می شود که در علوم زبان و ریاضیات و کیمیا و هیات و علوم نظامی و موسیقی و طبیعیات و الهیات و علوم مدنی و فقه و منطق دارای مهارت بسیار بوده است. درست است که کندی نخستین فیلسوف اسلامی است که راه را برای دیگران پس از خود گشود؛ اما او نتوانست مکتب فلسفی تاسیس کرده و میان مسائلی که مورد بحث قرار داده است، وحدتی ایجاد کند. در صورتی که فارابی توانست مکتبی کامل را بنیان نهد.

ابن سینا او را استاد خود می شمرد و ابن رشد و دیگر حکمای اسلام و عرب، برایش احترام بالایی قائل بودند.
در سنت فلسفه اسلامی، فارابی را بعد از ارسطو که ملقب به "معلم اول" بود، معلم ثانی لقب داده اند.

 

براي آشنايي با افكار و آثار فارابي ادامه همين مطلب را مطالعه فرمائيد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/02ساعت 9:34 AM  توسط مهاجر  | 

 
عدالت، عدالت‌ اجتماعی و عملکرد اقتصاد
 
     دکتر موسی غنی‌نژاد

مفهوم عدالت از دیرباز مورد توجه اندیشمندان بوده و یکی از مفاهیم محوری هرگونه اندیشه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را تشکیل می‌دهد.

بخش مهمی از فلسفه سیاسی از یونان باستان گرفته‌ تا اندیشه سیاسی مدرن، به موضوع عدالت توجه و تاکید دارد. فلاسفه مهم یونان باستان، افلاطون و ارسطو، کوشیدند مفهوم عدالت را همانند دیگر مفاهیم بنیادی مربوط به سیاست و جامعه، در چارچوب تفکر استدلالی مطرح سازند. آنها عدالت را با توسل به مفهوم مرتبت و تناسب توضیح می‌دهند. عدالت از دیدگاه آنان عبارت است از قرار گرفتن موجودات در مرتبت و منزلت «طبیعی» آنها. یونانیان باستان در بسیاری موارد صفات عادلانه و طبیعی را به جای هم به کار می‌برند و زمانی که از حق طبیعی سخن می‌گویند منظورشان حق ناشی از منزلت طبیعی موجودات است.

 

متن كامل مقاله را اينجا مطالعه فرمائيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/02ساعت 8:48 AM  توسط مهاجر  | 

 

عدالت

عدالت نخستين فضيلت نهادهای اجتماعی است، درست مانند نقشی که حقيقت برای سيستم تفکر انسان دارد. بنابراين، همانگونه که بايد از آراسته ­ترين و باصرفه ­ترين نظريه­ در صورت نادرست بودن آن دست کشيد و يا آن را تغيير داد، همچنين بايد آن قوانين و نهادهايی را که ناعادلانه هستند، حتا در صورت توافق بر سر آن­ها و کارکرد خوبشان تغيير داد و يا ملغی ساخت.

مطلب فوق بخشي از نظر دوست بزرگواري است كه در ذيل مطلب تعريف عدالت از ديدگاه علامه جعفري ارائه فرموده بودند. متن كامل مطلب را از پيدا كردم كه در ادامه همين مطلب مي‌توانيد مطاله فرمائيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/01ساعت 9:24 AM  توسط مهاجر  | 

پس‌ از مراسم‌ به‌خاک‌سپاری‌ دکتر شریعتی‌ در زینبیة‌ دمشق‌، در ایران‌ کمتر مجالی‌ برای‌ برپایی‌ مراسمی‌ باشکوه‌ وجود داشت‌، خصوصاً اینکه‌ پاره‌ای‌ از همفکران‌ دکتر شریعتی‌ امکان‌ حضور در ایران‌ را نداشتند. در این‌ شرایط‌ امام‌ موسی‌ صدر در برپایی‌ مراسم‌ چهلم‌ برای‌ دکتر شریعتی‌ در بیروت‌ پیشقدم‌ شد، و این‌ مراسم‌ در پایتخت‌ لبنان‌ بسیار باشکوه‌ برگزار شد. در این‌ مراسم‌ خانواده‌ و همفکران‌ دکتر، شخصیتهای‌ مطرح‌ روز از جمله‌ یاسر عرفات‌ و همچنین‌ نمایندگان‌ 19 سازمان‌ آزادیخواه‌ شرکت‌ کردند. پس‌ از این‌ مراسم‌ امام‌ موسی‌ صدر از دو جناح‌ مورد انتقاد قرار گرفت‌. از یک‌ سو ساواک‌ و عوامل‌ آنها در لبنان‌، و از دیگر سو روحانیان‌ مخالف‌ شریعتی‌ در ایران‌ حملات‌ تندی‌ به‌ امام‌ موسی‌ صدر کردند.

امام موسی صدر بر پیکر دکتر شریعتی نماز می خواند . زینبیه دمشق


سخنرانی امام صدر با عنوان "مبارز کیست ؟" را در ادامه مطلب مي‌توانيد مطالعه كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/01ساعت 9:18 AM  توسط مهاجر  | 

ديدگاه‌هاي امام موسي صدر در اقتصاد اسلامي

كتاب «رهيافت‌هاي اقتصادي اسلام» نوشته امام موسي صدر به كوشش مهدي فرخيان توسط مؤسسه فرهنگي_تحقيقاتي امام موسي صدر منتشر شد.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، كتاب «رهيافت‌هاي اقتصادي اسلام» دفتر سوم از مجموعه «در قلمرو انديشه امام موسي صدر» است كه در بر دارنده مجموعه مقالات و گفتارهاي اقتصادي وي است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/01ساعت 8:54 AM  توسط مهاجر  | 

تعریف عدالت

 

از آن هنگام که در دیدگاه نوع انسانی، حقیقتی به نام «قانون» نمودار شده، مفهوم «عدالت» نیز برای او مطرح گشته است‌، زيرا عدالت عبارت است از: رفتار مطابق قانون‌. اين تعريف كه به نظر ما يكي از جامع‌ترين تعريفات براي عدالت است‌، مي‌تواند شامل همۀ رفتارها و پديده‌هاي عادلانه باشد.

گمان نمي‌رود يك انسان عاقل پيدا شود و معناي قانون و عدالت و اهميتِ اساسي‌ِ آن دو را درك كند، با اين‌حال عاشق عدالت نشود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 12:44 PM  توسط مهاجر  | 

انجمن حجتيه در بستر زمان

گفتگو با طاهر احمدزاده، از مبارزين فعال انقلاب اسلامي، جزو موسسين كانون نشر حقايق اسلامي در مشهد و از فعالان ملي مذهبي و اولين استاندار خراسان پس از انقلاب اسلامي پيرامون انجمن حجتيه.

براي خواندن متن كامل گفتگو اينجاكليك كنيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 9:35 AM  توسط مهاجر  | 

درآمدی بر جنبش‌های دینی در عصر پهلوی(بهاییت، حجتیه ...) 

 پس از دهه 20، همزمان با رونق گرفتن فعالیت فرقه بهاییت و نفوذ روز‌افزون معتقدان آن در عرصه حاكمیت، بسیاری از روحانیان و اقشار مذهبی در صدد مبارزه و مقابله بر‌آمدند. استفاده از وعظ و منبر و ایراد خطابه از سوی روحانیان، شیوه معمول آنان برای ایجاد ارتباط با مردم بود و از این طریق آنها می‌توانستند، ترفند‌های عناصر بهایی را خنثی سازند. نقش عمده برگزاری چنین جلساتی به عهده هیأت‌های مذهبی بود. این هیأت‌ها در مشهد بسیار فعلا بودند. از آنجا كه ضرورت نظم و سامان چنین حركتی محسوس بود، برای نشر فرهنگ اسلامی و مبارزه با مظاهر غیردینی و مقابله با افكار انحرافی، برخی از مراکز علمی و فرهنگی شكل گرفت. از مهم‌ترین جمعیت‌ها و انجمن‌هایی كه در مشهد پا به عرصه ظهور گذاشت، هیأت‌های مؤتلفه اسلامی بود. این تشكل، مركب از 6 جمعیت و انجمن به نام‌های كانون نشر حقایق اسلامی ، انجمن پیرامون قرآن، انجمن تبلیغات اسلامی، جمعیت طلاب علوم دینی، جمعیت مبارزین اسلام و هیأت‌های ابوالفضلی بود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 9:27 AM  توسط مهاجر  | 

بازخواني تاريخ اسلام نشان مي دهد كه در طول چهارده قرن گذشته اکثر ضرباتي که متوجه مسلمانان گشته است از کج فهمي‌هاي بخشي از مسلمانان بوده است. ماجراي خوارج، شهادت حضرت امام حسين (عليه السلام) و غربت معصومين همه مسائلي است که مسلمين مسبب اصلي تحميل آن بر جامعه اسلامي بوده اند، نه دشمنان خارجي. رواج وهابيت و بهائيت نيز نقطه اي بوده است كه دشمنان اسلام با سوئ استفاده از كج فهمي و ناداني يك عده از مسلمين، جرياني را پيش پاي مسلمانان نهادند كه هنوز هم اثرات منفي آنها ادامه دارد.

عمده ويژگي هاي چنين جرياناتي تلفيق جهالت با عبادت، تنگ نظري و پيروي هاي صرفا شعاري نه قلبي مي باشد. يعني ايمان منهاي معرفت که به گفته شهيد مطهري هميشه منجر به سوء استفاده منافقين از دلسوزي هاي جاهلانه گشته است. نتيجه قوت گرفتن آنها استحاله اسلام، حذف محتوا و ماندن پوسته تو خالي خواهد بود.

به گفته استاد رحيم پور ازغدي: اين روند مسخ مذهب؛ تفكيك مذهب از حكومت، تفكيك اخلاق از سياست، حذف "محتوا" و "حفظ شكل" بود كه به مبهم و مجهول الهويه كردن اسلام، هزار قرائتي كردنش، تفسير به راي قرآن، تحريف دين و منحط كردن اسلام انجاميد و همين هدف آنهاست؛ نه از صحنه روزگار برانداختن اسلام، كه مي دانند ممكن نيست. آنان نمي خواستند اسلام را محو كنند، مي خواستند آن را مات كنند. اسلامي مي خواستند و مي خواهند بسازند كه ديگر با گنج قارون و تخت فرعون، كاري نداشته باشد. يك اسلام بي طرف كه با سياست و اجتماعيات و حكومت و عدالت و حقوق بشر، كاري نداشته باشد. يك مذهب فردي و عبادي و خصوصي كه ربطي به اين مسائل عيني نداشته باشد و در حوزه حقوق بشر دخالت نكند. مي خواستند دين را به مقداري شعائر خنثي و غير عيني و غير سياسي تبديل كنند و يك اسلام خواب و گيج و كور بسازند و تحويل مردم بدهند.(1)

پرداختن به بحث انجمن حجتيه صرفا يك طرح ديدگاه و نقد انديشه نيست. من اين امر را تكليف ديني خود براي دفاع از اسلام مي‌دانم .

 

در ادامه مطلب تاريخچه شكل‌گيري اين انجمن را بخوانيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 9:7 AM  توسط مهاجر  | 

آشنايي با نظريه‌پردازان علوم ارتباطات اجتماعي

از اين به بعد درنظر دارم مطالبي پيرامون زندگي و آثار بزرگان علوم ارتباطات اجتماعي و شايد علوم اجتماعي را در وبلاگ قرار دهم. اگر خدا توان دهد و دوستان اهل علم و تحقيق در حوزه‌هاي مختلف ديگر ياري‌ام كنند، پيرامون ساير بزرگان تاريخ علم نيز مي‌توان مطالبي را منتشر كرد. بالاخص اگر كسي مطالبي پيرامون بزرگان ناشناخته‌ي معاصر داشته باشد حتما برايمان ارسال كند.

اميد كه بتوانيم در جهت نشان دادن ستاره‌هاي آسمان علم، آينه‌هاي شفافي باشيم.

 

قسمت اول زندگي و آثار يورگن هابرماس

متن کامل این مطلب را در ادامه بخوانید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت 10:28 AM  توسط مهاجر  | 

دوم خرداد و سوم تير در گفتگو با علي يونسي وزير اطلاعات

 

گفتگوی شهروند امروز با وزیر اطلاعات دولت خاتمی درباره روي كار آمدن محمود احمدي‌نژاد

متن کامل این مطلب را اینجا بخوانید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 1:53 PM  توسط مهاجر  | 

 27 سال پس از شورش منافقين در 30 خرداد 1360 آنان هنوز در سرگشتگي به سر مي برند و همچنان حتي پس از سقوط صدام حسين ذيل  دولت هاي بيگانه عليه جمهوري اسلامي ايران فعاليت مي كنندو در توهم به سر مي برند. در آخرين اقدام دولت انگليس در مصوبه اي بر خلاف قواعد حقوقي و سوابق تاريخي اين سازمان را از فهرست گروه هاي تروريستي خارج كرده است.

«شما يك پوسته ايده‌آليستي (مذهبي) داريد و مثل جوجه كه رشد مي‌كند و پوسته تخم‌مرغ  را مي‌شكند، اين پوسته ايده‌آليستي در حال شكستن است و به‌زودي هسته ماترياليستي آن بيرون مي‌زند و نمايان مي‌شود.»

اين سخن را در زندان مسعود احمدزاده از پايه‌گذاران چريك‌هاي فدايي، در گوش مهدي ابريشم‌چي از كادري‌هاي سازمان مجاهدين خلق گفته بود و بدين‌ترتيب سال‌هاي پيش از آشكار شدن تغيير ايدئولوژي در سازمان مجاهدين، گويي نويد يك انقلاب در آن سازمان انقلابي را داده بود.يك دهه بايد مي‌گذشت و چرخ زمان بايد مي‌چرخيد تا به مرور زمان، اين سازمان آنچه پنهان داشت هويدا سازد و مشخص شود كه «ديالكتيك» را «ديناميك» خواندن مشكلي را حل نمي‌كند و به  قول مسعود  احمدزاده روزي جوجه ماركسيسم از بطن چنين انديشه‌اي بيرون خواهد جهيد.

این مطلب را می توانید در نشریه شهروند امروز مطالعه فرمایید. 

برای دیدن متن کامل مقالهاینجاکلیلک کنید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 1:46 PM  توسط مهاجر  |