تبليغاتX
هيچستان

هيچستان

هيچستان جايي است در دامنه بلندترين آتشفشان. آتشفشاني به نام سكوت...

بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسید                                    فکر خود کن که سپه بر در دروازه رسید

عشق زد بر در دل نوبت سلطان دگر                                   کوچ کن کوچ که از صد طرف آوازه رسید

شهر دل زود بپرداز که از چار طرف                                       لشگری تازه برون از حد و اندازه رسید

مژده محمل مه کوکبه‌ای می‌آرند                                        از درون رخش برون تاز که جمازه رسید

میوه‌ی وصل تو آن به که گذارم به رقیب                                از ریاض دگرم چون ثمر تازه رسید

ساقیا باده ز خمخانه‌ی دیگر برسان                                     که درین بزم مرا کار به خمیازه رسید

محتشم طرح کتاب دیگر افکند مگر                                        کار اوراق جلالیه به شیرازه رسید

 شعر بالا رو كه از محتشم كاشانيه، دوست بزرگوارم حامد طراحي  برام فرستادن تا بذارم تو وبلاگ. تقديم به ايشون و همه شعردوستان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/14ساعت 2:27 PM  توسط مهاجر  | 

گاومیشان فرق گاو و خر نمی دانند چیست
غیر خواب و خور ٬  بجز بستر نمی دانند چیست

داد از این گاوان که خود را هم ز خاطر برده اند
آه از این خرها که حتی خر نمی دانند چیست

نیستند اینان به غیر از لوطی و عنتر ٬ ولی
فرق بین لوطی و عنتر نمی دانند چیست

کرم ابریشم ؟ نه ٬ اینها کرم های خاکی اند
آخر این بی دست و پایان پر نمی دانند چیست

پوچی محض اند این بیگانگان با درد و داغ
غم نمی فهمند٬ چشم تر نمی دانند چیست

روسیاهان هوی٬ در غرب تاریک هوس
عشق را در مشرق خاور نمی دانند چیست

 آیت خورشید را بگذار هرگز نشنوند
جز نگاه کور و حرف کر نمی دانند چیست

می به چشم این جماعت باده انگوری است
معنی عرفانی ساغر نمی دانند چیست

خواستم از آتش محشر به جان هاشان زنم
باز دیدم آتش محشر نمی دانند چیست

با علی مردان دنیا دم چو مرحب می زنند
شاید اینان ضربت حیدر نمی دانند چیست

مهرشان قهر است و آتش٬ دین شان کفر است و کین
فرق ابراهیم با آذر نمی دانند چیست

ترسی از روز قیامت نیست در قاموس شان
بی حسابان دغل ٬ دفتر نمی دانند چیست

خواستم از مهر مادر نقل قولی آورم
دیدم این بی مادران٬ مادر نمی دانند چیست

دور از سرچشمه کوثر ٬ سیاست پیشگان
ابترند و معنی ابتر نمی دانند چیست

این طرف شوریدگان محشر زلفش مدام
شعله می نوشند و خاکستر نمی دانند چیست

با دل خونین به پابوس نگاهش می روند
کشتگان ابرویش خنجر نمی دانند چیست

علیرضا قزوه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/19ساعت 2:37 PM  توسط مهاجر  | 

امام و انتظار فرج

انقلاب بزرگ امام خميني از بزرگترين كار‌هايي بود، كه مصداق صحيح انتظار فرج بود. امام نشان داد كه براي فرج نمي‌توان گوشه‌اي‌ نشست و دعا كرد كه انتظار عمل است و بايد قدمي برداشت.

رهبر انقلاب اسلامي در يکي از بيانات خود برداشت‌هاي متفاوتي را که از موضوع «انتظار فرج‏» شده است دسته‏بندي کرده و به شرح زير مورد نقد و بررسي قرار مي‏دهند.

امام خميني در نقد ديدگاه آنان كه معتقد بودند بايد نشست و دعا كرد مي‌فرمودند: «این‌طور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان(عج) هستیم پس دیگر بنشینیم در خانه‌هایمان و تسبیح در دست بگیریم و بگوئیم عجل علی فرجه. با کار شما باید تعجیل بشود. شما باید زمینه را فراهم بکنید برای آمدن او.»

 

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/10ساعت 12:46 PM  توسط مهاجر  | 

سردار قاسمی:

امروز کوکتل مولوتف انداختن در سفارت مصر هنر نیست بلکه هنر آن است که وقتی تفکر امام خمینی و رهبری را تحریف می کنند، فریاد برآوریم.

سرباز باید گوش به فرمان فرمانده خود (رهبر انقلاب) باشد و در خط مقدم، خط شکنی کند اما متأسفانه برخی این مسیر را منحرف کردند و با این بهانه که باید پشت سر رهبری حرکت کنیم، از حرکت آفندی انقلاب ممانعت کردند.

سردار قاسمی با انتقاد از عملکرد برخی مسئولین کشور در خصوص فجایع غزه، احساسی برخورد کردن با این مسئله را بی فایده دانست و اظهار داشت: امروز نیاز به راهکار عملی برای مبارزه با رژیم صهیونیستی داریم و تنها راهکار عملی رجوع به افکار و اندیشه های حضرت روح الله و رهبر انقلاب است.

وی درخصوص فجایع اتفاق افتاده در غزه و واکنش مجامع جهانی به این جنایات اظهار داشت: نباید تحت تأثیر احساسات و جو قرار گرفت. بیش از 2 دهه است که خطوط اصلی و استراتژیک تفکر حضرت روح الله و رهبر انقلاب درخصوص فلسطین و رژیم صهیونیستی را مخدوش کرده اند و این وظیفه نمایندگان مجلس است که این خطوط را احیا کنند، ولی متأسفانه به دلیل اینکه این موضوع نهادینه شده است، مشاهده می کنیم که وزارت امورخارجه کشورمان اقدام مؤثری انجام نمی دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 9:4 AM  توسط مهاجر  | 

قاصدک

قاصدک ! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا و ز که خبر آوردی؟
 خوش خبر باشی، اما، ‌اما
گرد بام و در من
 بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
 نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
 برو آنجا که تو را منتظرند
 قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
 دست بردار ازین در وطن خویش غریب
 قاصد تجربه های همه تلخ
 با دلم می گوید
 که دروغی تو، دروغ
 که فریبی تو، فریب
 قاصدک هان، ولی... آخر... ای وای
 راستی آیا رفتی با باد؟
با توام، آی! کجا رفتی؟ آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟
 در اجاقی طمع شعله نمی بندم خُردک شَرری هست هنوز؟
 قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
 در دلم می گریند.

 زنده یاد مهدی اخوان ثالث

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/09ساعت 10:46 AM  توسط مهاجر  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/23ساعت 4:50 PM  توسط مهاجر  | 

مثل مرغي كه روي درخت حكايت بخواند

كاج هاي زيادي بلند

زاغهاي زيادي سياه

آسمان به اندازه آبي .

سنگجين ها، تماشا، تجرد .

كوچه باغ فرا رفته تا هيچ .

ناودان مزين به گنجشك .

آفتاب صريح .

خاك خوشنود .

چشم تا كار ميكرد

هوش پاييز بود .

***

اي عجيب قشنگ !

با نگاهي پر از لفظ مرطوب

مثل خوابي پر از لكنت سبز يك باغ،

چشم هايي شبيه حياي مشبك،

پلك هاي مردد

مثل انگشت هاي پريشان خواب مسافر!

زير بيداري بيدهاي لب رود

انس

مثل يك مشت خاكستر محرمانه

روي گرماي ادراك پاشيده مي شد .

فكر

آهسته بود .

آرزو دور بود

مثل مرغي كه روي درخت حكايت بخواند .

در كجا هاي پاييز كه خواهند آمد

يك دهان مشجر

از سفرهاي خوب

حرف خواهد زد؟

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/11ساعت 7:32 AM  توسط مهاجر  | 

پس از بازنشستگی ۸ نفر از اساتید دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه، تعدادی از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترای این دانشکده نامه ای سرگشاده به رییس دانشگاه علامه طباطبایی، در مورد عواقب سوء برخوردهای سیاست زده و سلیقه ای در ساحت علم هشدار داده اند.

متن کامل این نامه به این شرح است:

بسمه تعالی

جناب آقای صدر الدین شریعتی

ریاست محترم دانشگاه علامه طباطبایی

با سلام و احترام

در طول مدت حضور خود در مقطع تحصیلات تکمیلی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی شاهد کمبودها و کاستیهای فراوانی در حوزه های مختلف اجرایی دانشگاه بوده و هستیم.

نبود امکاناتی نظیر سایت مناسب، خوابگاه و .. در شان بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه،  کاستی هایی است که در برابر نواقص دیگر قابل چشم پوشی است.

به نظر نگارندگان این نامه مهمترین سرمایه ی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی وجود اساتید کارآمد، باسابقه، متعهد و بادانشی است که در طول سالیان خدمت خود موجبات برتری محسوس علمی این دانشکده را نسبت به سایر دانشکده های اقتصاد کشور فراهم آورده اند.

سرمایه هایی که عمر خود را صرف دفاع از سنگر علم و تعهد نمودند و امروز هیچ اندوخته ای غیر از خستگی و مرارت سالهای رنج و جهاد علمی در کوله بار خود ندارند.

ما اینگونه می اندیشیم که هر نوع برخورد سلیقه ای و سیاست زده در ساحت علم عواقب جبران ناپذیری برای اینده علمی کشور و دانشگاه خواهد داشت.

برخوردهایی که نمونه های آن در سالهای حضور شما در ریاست دانشگاه مشاهده کردیم و بسیار متاسف و متاثر شدیم.

بازنشستگی خود خواسته‌ي برخي از اساتيد در اثر فشارهاي رواني و برخوردهاي غيرمسوولانه مديرت دانشكده، ممنوع التدريس شدن برخي اساتيد، انصراف برخي ديگر از اساتيد دانشكده در اعتراض به اين برخوردها، عدم همكاري با گروه هاي آموزشي دانشكده در خصوص جذب اساتيد جديد و ... نمونه هايي از اين دست است.

ا موضع دانشجوياني كه نگران اينده اين مرز و بوم هستيم به جنابعالي و همكارانتان متذكر مي شويم كه ادامه روند موجود قطعا زيانهاي جبران‌ناپذيري براي دانشگاه و جامعه در پي خواهد داشت و خواهشمنديم در رويه در پيش گرفته شده تجديد نظر نماييد.

و السلام علي من اتبع الهدي

جمعي از دانشجويان تحصيلات تكميلي

دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي

اسامي و كپي امضاي امضاكنندگان اين نامه كه ۴۰ تن از دانشجويان تحصيلات تكميلي دانشكده اقتصاد هستند، در نزد نگارنده وبلاگ محفوظ مي باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/21ساعت 10:52 AM  توسط مهاجر  | 

چندی پیش دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی شاهد برگزاری جلسه ای بود که علی الظاهر نام تقدیر از اساتید بازنشسته این دانشکده را بر خود داشت ولی در واقع جلسه وداع جامعه علمی کشور با اساتیدی بود که طی یک سال گذشته به دلایل مختلف (و تقریبا غیر علمی) مجبور به بازنشستگی شده اند.

می خواستم گزارشی از این نشست بنویسم ولی چون خودم حضور نداشتم فعلا مطلبی را که یکی از وبلاگ نویسان اهل دغدغه در وبلاگ خود به نام ۱۹۸۴ گذارده بودند عینا می آورم. در فرصتهای بعدی به تفصیل در مورد این وقایع و دلایل آن و مهمتر از اینها، تاثیرات سوء این وقایع بر جامعه علمی کشور بیشتر خواهم نوشت.

"پانزده ماه پس از انتشار نامه 57 اقتصاددان منتقد خطاب به سیاست های دولت محمود احمدی نژاد که به برگزاری نشستی بی نتیجه میان دولتی ها و منتقدان منجر شد، پروژه پاکسازی اساتید اقتصاد امضا کنندگان نامه های انتقادی که سومین آنها نیز اخیرا نوشته شده، کلید خورد.

پس از یک سال اعمال فشار و محدودیت برای تدریس اساتید منتقد در دانشگاهها طی روزهای گذشته سه تن از امضا کنندگان نامه 57 اقتصاددان که برخی از آنها حتی ممنوع التدریس شده بودند، به اجبار بازنشسته شدند. بهروز هادی زنوز, علی صادقی تهرانی و محمود ختایی از اقتصاددانان عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی که از حلقه اصلی تدوین نامه های انتقادی به رییس جمهوری بودند، پس از یکسال تحمل تعطیلی کلاس های درس و برخوردهای نامناسب حراست دانشگاه به اجبار تقاضای بازنشستگی خود را تقدیم کردند که بلافاصله با موافقت ریاست دانشکده اقتصاد و دانشگاه علامه طباطبایی مواجه شد."

ادامه مطلب را مطالعه فرمائید.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/20ساعت 5:24 PM  توسط مهاجر  | 

شعری درباره انتظار، سروده دوست بزرگوارم احسان کاوه

دو چشم خیس من امشب به ابرها مانده ست
که از نظاره ماه این زمان جدا مانده ست

نگاه خیره من خسته از پلیدی ها
در انتظار تماشای ماه وا مانده ست

تو ای سخاوت آبی! اگر که می دانی
بگو ترا بخدا ماه من کجا مانده ست

زمین اسیر سیاهی و ظلم و گمراهی است
چنان که وضع جهان در کسوف جا مانده ست...

کجاست وارث بر حق ذوالفقار علی؟!
که داغ فاطمه بر سینه های ما مانده ست

کجاست طالب خون های انبیا که هنوز؟!
به قلب منتظران داغ کربلا مانده ست

کجاست قائم هستی که از صلابت اوست ؟!
اگر زمین و زمان قرص و روی پا مانده ست

جمال روی شما از حجاب بیرون است
قلوب قاصر ما غایب از شما مانده است

بیا که چشمه چشمت دوباره زنده کند
قلوب تیره ما را که بی صفا مانده ست

به کام خسته دلان انتظار شیرین است
هنوز قسمت زیبای ماجرا مانده ست

سوار کشتی عشقیم و غرق بحر امید
که در میانه امواج ناخدا مانده ست

سخن زعشق شما رفت زین میان تنها
سکوت قافیه ها بهت واژه ها مانده ست

احسان

منبع: آیات غمزه

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/20ساعت 3:41 PM  توسط مهاجر  | 

اندر احوالات توليد علم

چند سالي است كه بحث توليد علم و نهضت يا جنبش نرم افزاري گفتمان علي الظاهر غالب برخي محافل بالاخص دانشجويي شده است و برخي نيز خود را به عنوان مخاطبين بحث رهبري در زمينه توليد علم يافته اند و به شدت و حدت در احوالات اين امر صحبت مي كنند.

يادم مي آيد اوايل كه كسي تصوير روشني در اين زمينه نداشت و رهبري موضوع را تبيين نكرده بود بحث شكاكيت علمي و علامت سوال گذاشتن جلوي هر آنچه علم غربي محسوب مي شود به شدت در محفل برخي دانشجويان بالاخص داراي تفكر مذهبي رواج يافته بود و قبول نداشتن نظرات علماي غربي بالاخص در حوزه علوم انساني كلاس شده بود. عليرغم توضيحات رهبري هنوز هم برخي تصورشان از اين بحث در همين حد مانده است و متاسفانه بدون داشتن مباني نظري در اصل بحث و آشنايي با اصول نظري و روش شناسي كار علمي و روش شناسي توليد علم در اين زمينه اظهار فضل مي نمايند.

اساسا به نظر حقير نقد هر چيزي در جهت جايگزيني با چيزي ديگر آن هم در حوزه مفاهيم نظري بايستي مبتني بر روش علمي مورد قبول باشد و روش علمي تعريف دارد.

از اين رو تصميم گرفتم براي خودم و كساني كه احيانا بخواهند در اين حوزه حركتي كنند مباحثي پيرامون روش شناسي علم ارائه نمايم.

در ادامه همين مطلب مي توانيد اولين بحث اين موضوع را ببينيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/17ساعت 3:38 PM  توسط مهاجر  | 

خدا کجاست؟

روزگاری دو رفیق بودند. روزی یکی از دیگری پرسید: خدا کیست؟
دومی جوابی نداد. سکوت کرد و اندکی بعد گفت نمی دانم. اصلا در بود و نبودش دلیلی نیافته ام.

روزی به قایقی نشستند و راه دریا گرفتند. پس از چندی طوفان برآمد و هر دو در آب افتادند و اولی بیهوش در کنار دریا به خود آمد. از دوستش خبری نبود. هرچه گشت اثری از او نیافت و ناامید راه خانه درپیش گرفت.

روزهای بسیاری گذشت و همواره یاد رفیق بود. روزی کنار دریا رفت و فریاد زد و رفیقش را از دریا طلب کرد. در کنار دریا به افق خیره ماند و آنقدر گریست که از حال رفت.
خوابی دید. رفیقش بود.
گفت: کجایی؟
جواب داد: در اعماق دریا. منتظرم تا خدا تکلیفم را روشن کند.

پرسید: مگر خدا آنجاست؟ مگر از او خبری یافتی؟

جواب داد: یادت هست در آن طوفان قایقمان درهم پیچید؟ یادت هست که هر دو سعی داشتیم راه نجاتی بیابیم؟

گفت: آری

گفت: آن موقع من ناامید شدم و وقتی دیدم دستانم توان ندارد خود را رها کردم و گفتم امیدی نیست و در اعماق آب فرو رفتم. در حین فرو رفتن دیدم که به سویی می روی و با تمام توان شنا میکنی.

گفت: خوب چرا تو شنا نکردی؟

گفت: دستانم توانی نداشت. پس از اندکی چشمانم سیاهی رفت. وقتی چشمانم را باز کردم دیدم بر فراز دریا هستم و تو همچنان دست و پا میزنی و به سمت تکه چوبی میروی. هرچه به سویت آمدم به تو نرسیدم. هرچه صدایت کردم جوابی نشنیدم. فریاد می زدم و سعی میکردم خودم را به تو برسانم که ناگهان خودم را در اعماق آب دیدم. ماهیها گردم جمع شد بودند. باز فریاد زدم ولی حتی خودم صدای خودم را نمیشنیدم. ناگهان صدایی آمد و ندا داد "بیهوده تلاش نکن تو دیگر مرده ای و باید برویم." گفتم کجا؟ صدا جواب داد: "نزد خدایت"

گفتم چرا این خدا در هنگام زنده بودن تو را سراغ من نفرستاد؟ چرا مرا نجات نداد؟

صدا جواب داد: "چون تو هرگز نخواندیش، رفیقت را بنگر. لحظه ای در دل احساس کرد که هنوز شاید کسی باشد که بتواند نجاتش دهد و همان یک لحظه امید به آنکه حتی نمیشناختش نجاتش داد."

دیگری از خواب پرید. یادش آمد که در آن روز ناگهان یاد سوالش درباره خدا افتاد و لحظه ای با خود فکر کرد اگر خدایی باشد، چنانکه میگویند، و اگر آنقدر که میگویند به ما نزدیک باشد و توانا پس باید مرا نجات دهد."

برخاست رو به آسمان کرد و گفت خدایا یافتمت. تو اصلا دور از من نبودی که به دنبالت بگردم.  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/14ساعت 2:10 PM  توسط مهاجر  | 

عبدی :

در شرايط كنوني، اصلاً جريان موثري به نام اصلاحات نمي‌بينم.

اصلاحات مي‌تواند يك كلمه باشد مثل عناوين ديگر، كه در نهايت از آن‌ها دروغگرايي هم بيرون بيايد. اصلاحات كلمه‌اي نيست كه در تيول يك فرد يا گروه خاص باشد. اصلاحات يك مضمون است كه هر كسي بتواند خودش را با اين مضمون بيشتر انطباق بدهد، بيشتر اصلاح‌طلب است. هر كسي كه توان بيشتري داشته باشد و افراد زيادي را گرد اين مضمون جمع كند رهبر اين جريان است. اما در شرايط كنوني، اصلاً جريان موثري به نام اصلاحات نمي‌بينم. هر چند كساني به نام اصلاح‌طلب وجود دارند، اما جريان مؤثر و مشخصي به نام اصلاحات كه مردم هم درك مشخصي از برنامه‌هاي آن داشته باشند و بخواهند براي حمايت از آن بسيج شوند وجود ندارد و در واقعيت اجتماعي ما، اين جريان مشهود نيست. بحث اصلي درحال حاضر اين است كه آيا در حال حاضر كساني هستند كه بتوانند اين جريان را راه‌ بيندازند يا نه؟

... مباني سياست خارجي دولت نهم از انسجام كافي برخوردار نيست؛ اگر هم از يك زاويه‌اي منسجم باشد با واقعيت‌ها تطابق ندارد. آقاي احمدي‌نژاد در مقايسه با ساير رؤساي جمهور بيشترين سفرهاي خارجي را داشته درحالي كه اساساً نظام بين‌الملل را قبول ندارد.

متن کامل(البته ان شاء الله کامل) این مصاحبه را اینجا بخوانید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 11:10 AM  توسط مهاجر  | 

آخرین اخبار از مدرک کردان

در ادامه بررسي‌هاي كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هشتم درباره مدرك جعلي وزير كشور، وزير ‏علوم در جمع نمايندگان اعلام كرد مدرك مورد ادعاي علي كردان فاقد ارزش علمي است. جوانفكر مشاور ‏مطبوعاتي احمدي‌نژاد نيز ديروز در يادداشتي به شدت به كردان حمله كرد و از او خواست كه پيش از اقدام دولت، ‏عدالت را در مورد خود اجرا كند. اما كردان به رسانه‌ها گزارش داد كه پيش از حضور در وزارت كشور، آيت‌الله ‏بهجت براي او استخاره كرده و نتيجه اين شده كه: "قبول مسئوليت از سوي بنده به نفع كشور مي‌باشد!"‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/23ساعت 1:50 PM  توسط مهاجر  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/21ساعت 12:41 PM  توسط مهاجر  | 


می توان به یک نفر برای همیشه دروغ گفت
می توان برای یک بار به همه دروغ گفت
ولی نمی توان همیشه به همه دروغ گفت

برتولد برشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/21ساعت 12:33 PM  توسط مهاجر  | 

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشم های نگران آینه ی تردیدند
نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمی
هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند
چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند
غرق دریای تو بودند ولی ماهی وار
باز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند
در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند
سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند
تو بیایی همه ساعتها و ثانیه ها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/21ساعت 12:10 PM  توسط مهاجر  | 

افزایش آمار رویت نور در دولت نهم

کردان: آن روز نور خدا را در مجلس دیدم 

"علی کردان روز گذشته در دیدار نمایندگان آذربایجان شرقی درباره ماجرای روز رای اعتماد خود گفت: در آن روز مجلس پر از نور شده بود و من نور خدا را در فضای مجلس کاملاً مشاهده می کردم!
به گزارش "جهان"، وی افزوده است: در این ماجرا از بی بی (اشاره به حضرت فاطمه س) کمک گرفتم و وی در جریان رای گیری همراه من بود. 
کردان ادامه داده است: حتی اگر رای نمی آوردم آن روز بهترین روز زندگیم بوده و آن خاطره را هیچگاه فراموش نخواهم کرد!"

این حرفهای عرفانی و تیپهای ماورائی هم در دین ما هست هم قبولش داریم ولی نوع استفاده از آن و اینکه کجا و چه کسی اظهار کند قبلاْ اینقدر بی در و پیکر نبود.

راست یا دروغش برای من مهم نیست. مهم اینه که وزیر کشور ما چرا باید اینقدر به سادگی آتو دست همه بدهد که نقل خنده همه جا شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/20ساعت 1:54 PM  توسط مهاجر  | 

صدای پای جنگ

خبر زیر را بخوانید:

مسئولان امارات در حال بررسي طرح ساخت كانالي با هزينه دويست ميليارد دلار براي انتقال نفت در مسيري انحرافي از تنگه هرمز هستند. اين كانال  که يكصد و دوازده مايل طول خواهد داشت، تانكرهاي نفتي را قادر خواهد ساخت تنگه هرمز را دور بزنند و از مسيري فرعي وارد اقيانوس هند شوند. آبراه جدید قرار است بندر فوجیره را با عبور از کوه‏های حجر به اقیانوس هند متصل کند. در حال حاضر، انتقال 17 میلیون بشکه نفت معادل چهل درصد از حمل و نقل محموله هاي نفتي جهان از تنگه هرمز صورت مي‏گيرد.

حالا خبر زیر را بخوانید:
 
دولت بوش، قصد فروش يك سيستم پيشرفته دفاع موشكي به ارزش هفت ميليارد دلار به امارات عربي متحده را دارد كه امارات نيز مي‌تواند از آن براي دفاع از خود استفاده كند. منابع آگاه از نشست‌هاي برگزار شده در اين زمينه اعلام كرده‌اند كه پنتاگون قصد ارايه اين طرح را به كنگره آمريكا دارد؛ نخستين مورد، فروش پايانه دفاعي منطقه‌اي با ارتفاع زياد «تاد» (THAAD) است.

سيستم «تاد» در شركت «لاك هد مارتين»، از شركت‌هاي برجسته نظامي آمريكا ساخته شده كه سيستم راداري آن را نيز تحت پوشش دارد. كنگره آمريكا پس از دريافت طرح دولت، سي روز فرصت دارد تا نظر خود را درباره آن اعلام كند كه تقريباً هيچ گاه چنين طرح‌هايي را رد نكرده است.

يكي از اعضاي كنگره در اين باره گفته است: در هر صورت، فرستادن سيستم‌هاي تاد، ماه‌ها به طول خواهد انجاميد و ممكن است بيش از يك سال نيز طول بكشد.
«منث كژمان» يكي از كارشناسان منطقه خليج فارس و سرويس تحقيقاتي كنگره اظهار كرد: امارات با توجه به توانايي‌هاي موشكي ايران، علاقه‌مند به داشتن يك سيستم پيشرفته دفاع موشكي و پدافندي بوده است.
وي گفت: امارات سال‌هاست نگران انتقام ايران در صورت حمله نظامي آمريكا يا اسرائيل به تأسيسات اتمي اين كشور است.
وي افزود: امارات مي‌تواند هدف جذابي در اين زمينه باشد، چرا كه ميلياردها دلار در ساخت و سازهاي خود سرمايه‌گذاري كرده است.
«تاد نخستين سيستمي است كه براي دفاع در برابر موشك‌هاي كوتاه‌برد و ميان‌برد و دوربرد در داخل و خارج اتمسفر طراحي شده است.
يكي از اعضاي كنگره در اين مورد گفت: اين قرارداد 7 ميليارد دلاري با امارات شامل هدايت شونده‌هاي ضد موشك، سيستم پرتاب‌کننده، كنترل آتش و سيستم‌هاي مخابراتي، رادار و آموزش است.
اين عضو كنگره افزود: اين معامله پس از بحث‌هاي فراوان در ميان مقامات رده بالاي آمريكا در مورد نحوه تلفيق آن با طرح‌هاي پدافندي مركزيت فرماندهي آمريكا براي خليج فارس مورد موافقت قرار گرفته است.

روزنامه تایمز نیز نوشته بود:
ايران اين توان را دارد كه انتقال و حمل و نقل حدود هفده ميليون بشكه نفت خام را كه روزانه از طريق تنگه هرمز از خليج فارس به اقيانوس هند صورت مي گيرد متوقف كند. ايران اعلام كرده است در صورتي كه كشورهاي غربي به جمهوري اسلامي ايران حمله كنند اين تنگه را خواهد بست.
 
خوب حالا خودتون منطقاً حساب کنید احتمالا آمریکا یا اسرائیل چند وقت دیگر گزینه حمله نظامی به تاسیسات هسته ای را از زیر میز بر روی آن می آورند.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/20ساعت 1:39 PM  توسط مهاجر  | 

انقلابی کیست؟

یادداشتی از شهید چمران

از شما مى‏پرسم سبب اصلى پیروزى انقلاب چه بود؟ در جواب یکپارچگى مردم و وحدت کلمه. و از شما مى‏پرسم چه کسانى امروز این یکپارچگى و وحدت کلمه را ضربه مى‏زنند؟ ملت مى‏داند، هر کس به یکپارچگى و وحدت ملت ایران خدشه آورد به انقلاب ایران خیانت کرده است. هر کس که از فرمان امام خمینى رهبر بى‏همتاى انقلاب ایران سرپیچى کند به این انقلاب خیانت کرده است. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
انقلابى آن نیست که تفنگ بر دوش بکشد و لباس فدایى بپوشد و هنگام صلح دست به جنگ زند و با شعارات تند خود را از جرگه ملت خارج کند و با شعارات و تبلیغات و زور بخواهد عقاید خود را بر دیگران تحمیل کند.

انقلابى آنست که هنگام صلح، به انقلابى‏گرى تظاهر نکند، ولى هنگام خطر، در پیشاپیش صفوف ملت با دشمن بجنگد. انقلابى آن نیست که با بى‏انصافى و زرنگى، حق دیگران را بگیرد، و مردمى را که براى خاطر و شنیدن حرف‏هاى او نیامده‏اند وادار کند که ساعت‏ها به حرف‏هاى او گوش فرا دهند و کسانى را که ملت خواهان استماع سخنانشان هستند از سخن گفتن باز دارد.
انقلابى آن نیست که غرور و خودخواهى، بر او غلبه کند و حرف کسى را نشنود، انقلابى آنست که در کمال تواضع و فروتنى، هر حرف حقى را بپذیرد.
انقلابى آن نیست که با شعارات تند، بخواهد انقلابى‏گرى خود را بر دیگران تحمیل کند.
انقلابى آنست که احتیاج به تصدیق کسى ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/20ساعت 1:2 PM  توسط مهاجر  | 

مدعيان ارتباط در عصر ارتباطات

در ايام اخير برخي ادعاها در ميان اشخاص عامي شيعه و همچنين محافل عامي اهل سنت برخي كشورهاي اسلامي پا به عرصه وجود گذاشته است و برخي ادعاي ارتباط با امام مهدي(ع) دارند و براي ايشان تبليغ مي‌كنند، برخي ديگر از عامه مردم پا را فراتر نهاده و ادعا مي‌كنند كه آنها خودِ امام مهدي(ع) هستند و در كنار اين برخي ديگر از تمامي مرزها و خطوط قرمز فراتر رفته و ادعاي نبوت كرده‌اند.

با نگاهي گذرا بر اين آمارها1 به اين نتيجه مي‌رسيم كه مصر در پنج سال اخير شاهد بيش از 55 مدعي نبوت بوده است و از اين تعداد 30 نفر آنها از شهرهاي قاهره و اسكندريه بوده‌اند. عراق نيز شاهد 23 مدعي نبوت و امام غائب در طول 10 سال اخير بوده است.

ادامه این مطلب را اینجا بخوانید

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/19ساعت 11:43 AM  توسط مهاجر  | 

از چه می ترسید؟

حضرت امیر المومنین علی (ع) جمله ای به این مضمون دارند که "حقیقت را بگویید هر چند به ضررتان باشد".

اگر کمی به رفتارهای خودمان و اطرافیانمان نگاه کنیم می بینیم که اغلب مدعیان پیروی آن حضرت از این مهم به راحتی می گذرند و توجیهات زیادی نیز برای این دارند.

سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی اخیرا به مناسبت سالگرد درگذشت آیت الله طالقانی مطلبی در مورد زندگی سیاسی ایشان منتشر کرده است و در آن پس از اشاره به مبارزات ایشان در ملی شدن صنعت نفت و ماجراهای کودتای ۲۸ مرداد به زندانی شدن ایشان پس از جریان اعتراض امام به لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی اشاره کرده و به سادگی از تشکیل نهضت آزادی ایران در سال ۱۳۴۰ با همکاری مهندس بازرگان و دیگر مبارزین ملی مذهبی گذشته است. البته من خود در یکی از مطالب قبلی به اشتباه و از سر کوتاه نویسی از این مهم رد شده بودم ولی عدم اشاره سایت مرکز اسنناد انقلاب اسلامی به نام نهضت آزادی در طول مقاله قابل تامل بود چرا که رسالت مرکز چیز دیگری است.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی وظیفه ی تبیین و حفظ و نگهداری و انعکاس تاریخ انقلاب اسلامی را بر عهده دارد. لازمه این امر حفظ امانت و بیان بی طرفانه و کاملا محققانه وقایع و رخدادهای تاریخی است. با این شیوه که من در مقالات اخیر این مرکز دیدم نتیجه حاصل تحریف بخش مهمی از تاریخ کشور و انعکاس نادرست و ناقص این برهه از تاریخ انقلاب به نسلهای آینده می باشد که لاجرم بر روند حرکت کشور و انقلاب تاثیر منفی میگذارد.

در عصر حاضر که آن را عصر جامعه اطلاعاتی نامیده اند پنهان کردن اطلاعات و اندیشه ها و افکار میسر نیست. و نباید هم چنین باشد. بل برخورد درست آن است که حقیقت قضایا بی کم و کاست گفته شود که و اگر بخشی از اندیشه دیگران ما را خوش نمی آید آن را صادقانه و عالمانه نقد کنیم نه آنکه با پنهان کردن سعی کنیم اندیشه خود را تنها اندیشه موجود معرفی کنیم. تکثر اندیشه در حوزه روحانیون و مبارزین انقلاب٬ حقیقتی است آشکار و دقیقا نقطه قوت مبارزات انقلاب است.

ارتباط قوی و مستمر آیت الله طالقانی با مجاهدین خلق و تاثیر ایشان بر شکل گیری برخی گروههای مبارز دیگر و حضور ایشان در کنار مبارزین ملی مذهبی در نهضت آزادی ایران از حقایقی است که بایستی راه بیان آن را باز کرد. طی ۳۰ سال گذشته با مصلحت سنجی های بیمورد برخی از این حقیقتها از نسل جدید مکتوم مانده چرا که برخی آن را به مصلحت نمی دانستند!!!

امروزه نیاز جامعه به تفکرات اسلامی متنوع از این روست که جوانان و بالاخص دانشجویان و کسانی که با تفکر حاکم همسو نیستند و به هر دلیلی مطلوب خود را در اندیشه دین رسمی ارائه شده نمیبینند٬ آلترناتیو مناسبی بیابند تا از افتادن در دام پوچی و بی تفاوتی رهایی یابند. بی تفاوتی سیاسی گردابی است که سالهای اخیر بخش مهمی از جوانان ما را در خود فرو برده است. نتیجه این بی تفاوتی - در بهترین حالتش-  روی آوردن به تفکرات چپ و یا اندیشه های منفعل عرفانی است٬ اگر به لا ابالی گری نیانجامد.

تفکرات مرحوم طالقانی نه تنها آسیبی  به نظام و مملکت نمی رساند بلکه مایه شکوفایی می شود که همه می دانیم تنوع آرای روحانیت شیعه از رازهای شکوفایی آن است. هرچند ممکن است حاکمیت برخی کوته اندیشان کم سواد٬ که هیچ عقبه ای در انقلاب ندارند٬ را به خطر اندازد ولی قطعا ثمرات بابرکتی برای انقلاب اسلامی دارد.

نمی دانم مرکز چه سیاستی دارد یا چه اندیشه ای بر آن حاکم است ولی این خط فکری- که امروز برخی سعی در القای آن دارند - مبتنی بر اینکه انقلاب را فقط نهضت روحانیت به پیروزی رساند تفکری انحصارگرایانه و کمی کوته بینانه است. چون با ارائه این تز شما سایر فرزندان انقلاب را از دایره خودی ها بیرون میرانید.

اندکی تحمل و سعه صدر و بیان روشن حقیقت راه را برای شکوفایی هرچه بیشتر انقلاب باز می کند.

والسلام 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/19ساعت 10:40 AM  توسط مهاجر  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/19ساعت 10:3 AM  توسط مهاجر  | 

مطلبی که در زیر می آید همه ی آن چیزی نیست که در مورد مبارز خستگی ناپذیر دوران، آیت الله طالقانی بتوان گفت ما چکیده ای است که می تواند ما را به سوی شناخت بیشتر ایشان رهنمون شود.

ابوذر زمان

 سيد محمود طالقاني از علما، مفسران و فعالان سياسي ايران، فرزند عالم وارسته آيت‌الله سيد ابوالحسن طالقاني از علماي نامدار تهران در روز شنبه چهارم ربيع‌الاول 1329 قمري برابر با 1290 شمسي در روستاي گليرد طالقان به دنيا آمد. سيد محمود خواندن و نوشتن را در زادگاهش آموخت و مقدمات علوم را نزد پدرش فرا گرفت و سپس مقارن با دوران ديکتاتوري رضاخان و اقدامات ضد اسلامي او همراه خانواده‌اش عازم تهران شد و از آنجا براي ادامه تحصيل وارد حوزه علميه قم شد و از محضر اساتيد بزرگي چون آيت‌الله حجت و آيت‌الله خوانساري بهره‌هاي فراوان برد. پس از آن راهي نجف اشرف شد و مدتي بعد به قم بازگشت. 1

در سال 1318 پس ازسالها تحصيل در قم با کسب اجازه اجتهاد از آيت‌الله حائري يزدي راهي تهران گرديد و در مدرسه سپهسالار به آموزش علوم اسلامي و تفسير قران پرداخت. در همان دوران در دفاع از يک خانم با حجاب در تهران با مأموران رضاخان درگير و به جرم اهانت به مقامات بلندپايه کشوري بازداشت و به شش ماه زندان محکوم گرديد. 2

 سال 1320 به منظور جلب جوانان و دانشگاهيان و آشنايي با معارف اسلامي ضمن تأسيس کانون اسلام در تهران، به انتشار مجله دانش آموز ارگان کانون اسلام همت گماشت و همزمان در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و انجمن اسلامي مهندسين که در همين سالها تشکيل شده بود فعالانه شرکت مي‌نمود.

متن کامل زندگینامه ایشان را در ادامه مطلب مطالعه فرمائید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/18ساعت 9:10 AM  توسط مهاجر  | 

از طالقانی چه می دانیم؟

معتقدم آنقدر که باید و شاید در رسانه ها و علی الخصوص رسانه ملی اشاره ای درست به مرحوم طالقانی نمی شود. بیش از آنکه از اسم طالقانی گفته می شود ، از اندیشه های طالقانی نمی گویند و اگر هم حرکتی در ترویج و معرفی چنین شخصیت های صورت گیرد فقط در ایام مناسیت تولد یا رحلت ایشان انجام می پذیرد. جفاهای اینچنینی در حق بسیاری از شخصیت های تاثیرگذار دوران انقلاب از جمله شهید بزرگوارمطهری و معلم شهید دکر شریعتی به امری عادی و روزمره در رسانه های غیر دولتی تبدیل شده است.شریعتی بعد از انقلاب وتا چندی پیش توسط ارباب معرفت فقهی تکفیر می شد .اگر امروز صدای شریعتی را از تریبون روحانیت می شنویم غالبا استفاده ای ابزاری برای کوبیدن اندیشه های روشنفکری دینی امثالی چون دکتر سروش است و اگر صدای مطهری را می شنویم بعضا صحبت های او در خصوص مبانی اخلاقی می باشد نه سیاسی ،ناگفته نماند که کتب اقتصادی شهید مطهری به دلیل نوع اقتصاد چپ ایشان در دوران ریاست جمهوری هاشمی چاپ نمی شد.یا به عنوان مثال هیچ وقت صدا و سیمای کنونی حاضر به پخش مصاحبه های ایشان در زمان رفراندوم پیرامون جمهوری اسلامی نخواهد شد.

باید اذعان داشت که طالقانی بیش از مطهری و شریعتی مشمول جفاهای اینچنینی شد.اگر به کتب درسی مدارس بنگریم ،نام طالقانی بسیار کمرنگ به چشم می خورد و نسل ما طالقانی را تنها در کنار اولین نمازجمعه که امام آن بود می شناسند.نه از فعالیت های او در زندان می دانند ، نه تفسیر قرآن او را می خوانند ، نه نظریات سیاسی او را می شناسند و موارد اینچنینی.

در ادامه مطلب مصاحبه داماد ایشان با سایت آفتاب را بخوانید.


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/18ساعت 8:58 AM  توسط مهاجر  | 

                                  دانشیاری کردان هم تکذیب شد
 
الیاس نادران و علیرضا زاكانی، نمایندگان تهران در خصوص رتبه علمی كردان و اینكه وی با چه مدركی دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی شده، از علی كردان وزیر كشور سوال كردند كه وی باید روز یك‌شنبه با حضور در جلسه كمیسیون آموزش تحقیقات مجلس شورای اسلامی به این سوالات پاسخ دهد.

قبلا گفته شده بود که كردان مدارك تحصیلی خود را از دانشگاه آزاد اسلامی گرفته است. اما عبدالله جاسبی روز سه‌شنبه 12 شهریور در نشستی با تشكل‌های سیاسی اسلامی دانشگا‌هیان دانشگاه آزاد خراسان در مشهد در خصوص مدرك كردان اظهار داشت: كردان از دانشگاه آزاد اسلامی هیچ‌گونه مدرك رسمی دریافت نكرده و مطالب گفته شده، دروغ است.

دكترای افتخاری كه كردان در روز معرفی خود به مجلس مدعی شده بود از دانشگاه آكسفورد دریافت كرده نیز در حال بررسی است. گرچه اعضای كمیسیون آموزش و تحقیقات عنوان كردند اطلاعات مربوط به كذب یا صحیح بودن مدرك دكترای كردان را از وزارت آموزش عالی دریافت كرده‌اند اما به گفته رئیس این كمیسیون قرار نیست این موضوع رسانه‌ای شود.
+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/16ساعت 1:1 PM  توسط مهاجر  | 

شهید صدر

در حيات انسانى ، به ندرت مى توان انديشمندانى چند بعدى و جامع گرا يافت كه در حوزه هاى فكرى مختلف و در عرصه هاى عملى ، فروغ و درخشش داشته و آثار جاودانى را براى جامعه بشريت به يادگار گذاشته باشند. شهيد آيت الله العظمى محمدباقر صدر، يكى از اين شخصيت هاى بزرگ در عالم اسلام است كه در ميدان هاى مختلف انديشه و عمل ، نبوغ و فروغ شگفت انگيزى را از خود نشان داده است . عظمت روحى و فكرى ، از وى شخصيتى يگانه و افتخارى ماندگار در تاريخ معاصر تشيع پديد آورد.
ديانت ، تقوا، نبوغ ، اخلاص ، شجاعت ، سخت كوشى ، دانش گسترده و همه جانبه و دردمندى ، از ويژگى هاى بارز آن شهيد بزرگوار بود كه در جاى جاى زندگى و آثار و نوشته هاى ايشان كاملا مشهود است . شهيد صدر نه تنها نمونه اى كم نظير براى حوزويان و طلاب علوم دينى است ; بلكه تمامى كسانى كه دل در گرو حقيقت داشته و در جست و جوى دانش و معنا گام نهاده اند، مى توانند از خرمن وجود ايشان خوشه چينى كرده و از زندگى و شخصيت ايشان ، سرمشق و الگو بگيرند.

برای خواندن متن کاملا اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/14ساعت 11:3 AM  توسط مهاجر  | 

فدک

ماجراى فدك ، ماجراى غم انگيزى است كه در بين شيعيان همواره به عنوان يكى از نمادهاى ستم بر اهل بيت پيامبر اكرم (ص ) و به ويژه حضرت زهرا(س ) مورد توجه بوده است . اين كه موضوع اختلاف حضرت زهرا(س ) و ابوبكر و انگيزه هر كدام از آنها در ورود به اين مبارزه چه بوده ، سوالى است كه شهيد صدر در كتاب ((فدك )) به آن پاسخ متفاوت و تحسين برانگيزى مى دهد. كتاب فدك ، يكى از نوشته هاى ارزشمند شهيد صدر است كه در بيست و چهار سالگى آن را تاءليف كرده و در موضوع خود يكى از ابتكارى ترين كتاب ها به شمار مى آيد. شهيد صدر با اين تاءليف ، علاوه بر اين كه در آغاز جوانى ، نبوغ و توان فكرى خود را نشان داده ; بلكه دغدغه هاى اصلى خود را در پاسداشت حريم اهل بيت (ع ) نيز به نمايش گذاشته است . از ديد شهيد صدر، موضوع فدك ، موضوعى كاملا سياسى است ، و اختلاف بر سر فدك ، نه اختلافى درباره مالكيت آن ، كه مبارزه اى سياسى بين حضرت زهرا(س ) و ابوبكر است...

درباره کتاب شهید صدر در مورد فدک ادامه مطلب را مطالعه فرمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/14ساعت 10:53 AM  توسط مهاجر  | 

 
مدعیان اسلام!
اسلام معیارهایی دارد - هرکس خود را سلمان گفت و یا خط امامی خواند نباید بی چون و چرا مورد قبول واقع شود - عمل و پاکی و تقوی و التزام به معیارهای اسلامی و انقلابی است که مبین و مشخص افراد می باشد.
مشکل ما اینست که امروز هر کسی با هر سابقه ای و هر معیاری و هر اخلاقی ریش میگذارد و اظهار تقدس می کند و با شعارهای تند وارد معرکه می شود و دیگر هیچکس را قبول ندارد و عملش جز هرج و مرج و آشوب چیز دیگری نیست.
مصطفی چمران
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 10:17 AM  توسط مهاجر  | 

تاريخ قبرستاني است طولاني و تاريك، ساكت و غمناك، قرن‌ها از پس قرن‌ها هم تهي و هم سرد، مرگبار و سياه و نسل‌ها در پي نسل‌ها، همه تكراري و همه تقليدي، و زندگي‌ها، انديشه‌ها و آرمان‌ها همه سنتي و موروثي، فرهنگ و تمدن و هنر و ايمان همه مرده ريگ!

ناگاه در ظلمت افسرده و راكد شبي از اين شب‌هاي پيوسته، آشوبي، لرزه‌اي، تكان و تپشي كه همه چيز را بر مي‌شود و همه خواب‌ها را برمي‌آشوبد و نيمه سقف‌ها را فرو مي‌ريزد. انقلابي در عمق جان‌ها و جوششي در قلب وجدان‌هاي رام و آرام، درد و رنج و حيات و حركت و وحشت و تلاش و درگيري و جهد و عشق و عصيان و ويرانگري و آرمان و تعهد، ايمان و ايثار!

نشانه‌هايي از يك «توليد بزرگ»، شبي آبستن يك مسيح، اسارتي زاينده يك نجات!

همه جا ناگهان، «حيات و حركت»، آغاز يك زندگي ديگر، پيداست كه فرشتگان خدا همراه آن «روح» در اين شب به زمين، به سرزمين، به اين قبرستان تيره و تباه كه در آن انسان‌ها، همه اسكلت شده‌اند، فرود آمده‌اند.

اين شب قدر است.

شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدير بر يك انسان نو، آغاز فردايي كه تاريخي نور را بنياد مي‌كند.

اين شب از هزار ماه برتر است، شب مشعري است كه صبح عيد قرباني را در پي دارد و سنگباران پرشكوه آن سه پايگاه ابليسي را!

شب سياهي كه در كنار دروازه مِني است، سرزمين عشق و ايثار و قرباني و پيروزي!

و تاريخ همه اين ماه‌هاي مكرر است، ماه‌هايي همه مكرر يكديگر، سال‌هايي تهي و عقيم، قرن‌هايي كه هيچ چيز نمي‌آ‏فرينند، هيچ پيامي بر لب ندارند، تنها مي گذرند و پير مي‌كنند و همين و در اين صف طولاني و خاموش، هر از چنديشبي پديدار مي‌گردد كه تاريخ مي‌سازد، كه انسان نو مي‌آفريند و شبي كه باران فرشتگان خدايي باريدن مي‌گيرد، شبي كه آن روح در كالبد زمان مي‌دمد، شب قدر!

شبي كه ازهزار ماه برتر است، آنچنانكه بيست و چند سال بعثت محمد، از بيست و چند قرن تاريخ ما برتر بود.

سال‌هايي كه آن «روح» برملتي و نسلي فرود مي‌آيد از هزار سال تاريخ وي برتر است. و اكنون، براندام اين اسلام اسلكت شده، برگور اين نسل مدفون و برقبرستان خاموش ما، نه آن روح فرود آمده است، سياهي و ظلمت و وحشتشب هست، اما شب قدر؟

شبي كه باران فرو مي‌بارد، هر قطره‌اش فرشته‌اي است كه بر اين كوير خشك و تافته، در كام دانه اي، بوته خشكي و درخت سوخته‌اي و جان عطشناك مزرعه‌اي فرو مي‌افتد و رويش و خرمي و باغ و گل سرخ را نويد مي‌دهد.

چه جهل زشتي است در اين شب قدر بودن و در زير اين باران ماندن و قطره‌اي از آن برپوست تن و پيشاني و لب وچشم خويش حس نكردن، خشك و غبار آلود زيستن و مردن!

هركسي يك تاريخ است. عمر، تاريخ هر انساني است و در اين تاريخ كوتاه فردي، كه ماه‌ها همه تكراري و سردوبي معني مي گذرد، گاه شب قدري هست و درآن از همه افق‌هاي وجودي آدمي فرشته مي‌بارد و آن روح، روح القدس، جبرئيل پيام‌آور خدايي برتو نازل مي‌شود و آنگاه بعثتي، رسالتي، و براي ابلاغ، از انزواي زندگي و اعتكاف تفكر و عبادت وخلوت فراغت و بلندي كوه فرديت خويش به سراغ خلق فرود‌آمدني و آنگاه، در گيري و پيكار و رنج و تلاش و هجرت و جهاد و ايثار خويش به پيام!

كه پس از خاتميت، پيامبري نيست، اما هر آگاهي وارث پيامبران است!

آن «روح» اكنون فرود آمده است، در شب قدر بسر مي‌بريم. سال‌ها، سال‌هاي شب قدر است، در اين شبي كه جهان ما را در كام خود فرو برده است و آسمان ما را سياه كرده است، باران غيبي باريدن گرفته است، گوش بدهيد، زمزمه نرم و خوش آهنگ آن را مي‌شنويد، حتي صداي روييدن گياهان را درشب اين كوير مي‌توان شنيد.

سلام بر اين شب، شب قدر شبي كه از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،... تا آن لحظه كه خورشيد قلب اين سنگستان را بناگاه بشكافد، گل سرخ فلق برلب‌هاي فسرده اين افق بشكفد و نهر آفتاب بر زمين تيره ما ... و بر ضمير تباه ما نيز جاري گردد. تا صبح بر اينشب سلام !

منبع: مجموعه آثار دکتر شریعتی ج ۲ -  خودسازي انقلابي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 10:4 AM  توسط مهاجر  | 

ای آرزوی اولین گام ِ رسیدن
بر جاده‌های بی‌سرانجام ِ رسیدن

کار جهان جز بر مدار آرزو نیست
با این همه دل‌های ناکام ِ رسیدن

کی می‌شود روشن به رویت چشم من، کی؟
وقتِ گل نی بود هنگام ِ رسیدن؟

دل در خیال رفتن و من فکر ماندن
او پخته‌ی راه است و من خام ِ رسیدن

بر خامی‌ام نام ِ تمامی می‌گذارم
بر رخوت درماندگی نام ِ رسیدن

هرچه دویدم جاده از من پیش‌تر بود
پیچیده در راه است ابهام ِ رسیدن

از آن کبوترهای بی‌پروا که رفتند
یک مشت پر جا مانده بر بام ِ رسیدن

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/11ساعت 2:43 PM  توسط مهاجر  | 

جنگ سرد دومِ تقابل ایران و آمریکا
 
نویسنده: نوام چامسکی
 
پس از پايان دوران جنگ سرد و فروپاشي شوروي آمريكا يكه تازي در جهان را آغاز نمود تا خود را به عنوان تنها قدرت جهان به ساير ملت تحميل كند. در اين راه نيز بسياري قرباني شده اند كه تاب مقابله با سلطه گري اين كشور را نداشته اند. دراين بين تنها كشوري كه به تنهايي در برابر تمامي استكبار ايستاد گي كرده ايران است . كشوري كه در طول تاريخ دستخوش تحولات بسياري بوده و تا سال ها پيش از هم پيمانان اصلي آمريكا به شمار مي رفت . اما با تحولات صورت گرفته ايران به كشوري مستقل مقتدر و استقلال طلب مبدل گشت كه در همه عرصه ها سد راه آمريكا شد و قدرت اين كشور را در هم شكست تا خود را به عنوان قدرتي جديد و با ثبات در منطقه معرفي كند و واشنگتن را به زانو در آورد. تهديدها تحريم ها و اتهامات بي پايه و اساس كه از شيوه هاي استكباري واشنگتن بود همگي در برابر ايران رنگ باخت و بي اعتبار گشت .
واشنگتن روزهاي پرالتهابي را پشت سر مي گذارد و تنش هاي اين كشور و تلاش مصرانه دولت آمريكا در تقابل با تهديدات احتمالي ايران به تعبير رابين رايت كارشناس و خبرنگار « واشنگتن پست » به سوي جنگ سرد جديدي در حال پيشروي مي باشد.
در طول جنگ سرد اول تمام تلاش دو قدرت مطلق جهان براي محاصره تضعيف و به زانو درآوردن كشورهاي ديگر بود. در مقابل ديگر كشورها هم سعي در مقابله با آنها داشتند. در طول اين مدت قدرت هاي سلطه گر تمام توان و هدفشان اين بود كه به هر وسيله و قيمتي جهان را تحت سلطه خود درآورند و در اين راه از هيچ تلاشي فروگذار نمي كردند. اگر ايالات متحده به پيروزي دست مي يافت در اين صورت فلسفه و هنجارهاي متناقض و در تضاد با هنجارهاي متعارف بشري پايه گذاري مي شد. بر همين اساس و با پشتيباني تبليغات گسترده آمريكا در كشورهاي تحت سلطه خود نظير فيليپين و هائيتي در حال اجراي سياست هاي به اصطلاح عدالت گرايانه خود بود تا تمام بي عدالتي ها و نامردمي ها را از زواياي زندگي بشري پاك كرده و جهان را به سوي هدفي متعالي سوق دهد! در سال بر روي زوايا و CIA 1333 و در زمان رياست جمهوري آيزنهاور ارزيابي هاي نهايي و گسترده اي توسط ژنرال جيمي دو ليتل افسر ارشد جوانب مختلف اين سياست ها صورت گرفت .
در تقابل با دشمني بي حد و مرز سران « كرملين » در هر نقطه اي از جهان آمريكا نيز به طور قابل توجيهي به مقاومت و حفظ ارزش هاي بشري با نمايشي وحشيانه چون ترور شكنجه براندازي و خشونت پرداخت و تا آنجا كه در توان داشت سعي در اصلاح و نهايتا » دكترين CIA براندازي حكومت هايي مي كرد كه آشكارا هم پيمان آمريكا نمي شدند; چنان كه تيم وينر نيز در كتاب « خاطرات و تاريخ دولت آيزنهاور را شرح داده است .

متن کامل مقاله را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/07ساعت 12:45 PM  توسط مهاجر  | 

شعر زیر رو آقای عسکری تو نظرات شعر سهراب گذاشته بودند. زیباست. گذاشتم تا همه دوستان لذت ببرند.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن

پابلو نرودا

ترجمه از احمد شاملو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 10:45 AM  توسط مهاجر  | 

عنوان حاج داوود کریمی؛ "بزرگ و مظلوم"
 
در حالى كه مى توانست به عنوان سردارى نظامى چهره باشد، به "كارگاه تراشكارى اش" بازگشت كه به گفته دوستانش، اين بار «محقرتر» بود و در جاده باقرآباد قرار داشت. از سال 1368 تا زمان شهادت، حاج داوود تنها يك كارگر ساده قالب ساز بود. «نه درجه خواست، نه مزاياى خاص نظاميان را طلب كرد و در آن كارگاه كوچك به دستمزد و روزی خودش قناعت مى كرد.» اما اين كارگر ساده در همين سال هاى انزوا، با مشكلاتى هم مواجه شد. و روزهاى سير الى الله روزهاى آخر به حاج داوود بسيار سخت گذشت. مهندس لطف الله ميثمى مى گويد: «شب هنگام بود. براى دعا به منظور شفاى او به منزلش رفتيم. در راه حاج داوود را همچون كوهى استوار و خود را چون كاهى در برابر آن كوه تصور مى كردم. وارد اتاقش كه شدم دستى نحيف همراه با خنده اى مليح مرا به سوى تخت كشاند. پيشانى حاج داوود را بوسيدم. جثه اى بسيار كوچك داشت. اما در يك لحظه او را ذره اى بى انتها يافتم.»

در مورد فرمانده شهید مطلبی گذاشتم که دوستان گفتند خیلی رسمی و از قرائت صدا و سیمایی است. در ادامه این مطلب روایتی دیگر از حاج داوود بخوانید. 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 2:50 PM  توسط مهاجر  | 

«تشك دوز جنوب تهران» چگونه «مسيح كردستان» شد ؟

حسین بروجردی در گفتگو با خبرنگار گروه دفاع مقدس خبرگزاری مهر، در تشریح ویژگی های اخلاقی و شخصیتی شهید بروجردی، زندگی پدرش را به پیش و پس از انقلاب و کردستان تقسیم کرد و گفت: آن چیزی که شهید بروجردی را مثل بسیاری از شهدای برجسته انقلاب و جنگ به عنوان یکی از چهرهای ماندگار در دفاع مقدس قرار داد، مبارزات ایشان در قبل از انقلاب است.

گفتگوی فرزند شهید بروجردی را اینجا بخوانید

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/21ساعت 11:2 AM  توسط مهاجر  | 

عشق و سياست

دكتر محمود سريع‌القلم

شکسپیرمی‌گوید: «برخی انسانها بزرگ آفریده شده‌اند؛ برخی بزرگی را به دست می‌آورند و بر گروهی، بزرگی ناخواسته سوار می‌شود.» عرصه سیاست در دو کانون اندیشه و سیاست‌مداری خلاصه می‌شود. هرچند صاحبان اندیشه عموماً در دایره متفاوتی از سیاست‌مداران فعالیت می‌کنند، اما سیاست‌مدارانی نیز هستند که اندیشه هم تولید می‌کنند و دو کانون اندیشه و سیاست‌مداری را در میدان بزرگ‌تری گرد آورده‌اند. از یک منظر، تاریخ، خطی است که از عملکرد یک سیاست‌مدار به عملکرد دیگری پیوند خورده است؛ به درجه‌ای که سیاست‌مدار، بزرگ آفریده شده باشد و در زمان مناسبی به مدیریت و هدایت موضوعات تعیین‌کننده پرداخته باشد، نقطه و کانون تاریخی برجسته‌ای را به جای می‌گذارد.

متن كامل مقاله دكتر سريع‌القلم را در ادامه مطلب مطالعه فرمائيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/21ساعت 10:52 AM  توسط مهاجر  | 

در باب توزیع یک دکترای در یک جلسه معارفه

آقای رئیس جمهور در مراسم معارفه وزیر کشور جدید گفته اند که برای کار کردن مدرک مهم نیست و این کاغذپاره ها اهمیتی ندارد.

در باب دفاع ظاهرا منطقی آقای رئیس جمهور از وزیر خود چند نکته قابل تامل است:

۱- ایشان هیچ اصراری ندارند که بگویند کردان دکتر است و در اظهارات خود از آقای کردان با عنوان دکتر یاد نکرده اند! و این خود قابل تامل است.

۲- ایشان می گویند برای کار کردن مدرک مهم نیست. اما آیا مساله این بود که کردان مدرک ندارد پس کار نکند. به نظر حقیر صداقت و شفافیت حاکمان جامعه اسلامی در این قضیه مهم تر بود و اینکه اگر نداشتن مدرک یا جعلی بودن آن حقیقت دارد این حقیقت را نباید فدای مصلحتهای کوچک می نمودند و به توجیه قضیه می پرداختند. متاسفانه دولت تمام سعی خود را کرد تا این مساله بدون کنکاش و تفحص دقیق جمع شود که البته هنوز نشده و فکر نمی کنم در اذهان مردم جمع شود. 

۳- مساله دیگر اینکه در همین دولت مبارکه ایشان خیلی ها به خاطر نداشتن همین دکترای ناقابل حرفشان خریداری ندارد.

کردان مدرک خود را منتشر کرد و هنوز دوستان سایت الف در پی اثبات جعلی بودن آن هستند و دلایل منطقی و موجهی هم دارند. البته کار و وظیفه رسانه همین استکه در پی حقیقت سماجت به خرج دهد. امیدوارم کار آنها فقط از باب ادای وظیفه ی رسانه ای باشد و نه دعوای سیاسی.

این مسائل اخیر در رای اعتماد به وزرای جدید و این حواشی آقای کردان و دفاع آقای احمدی نژاد با ادعاهای اصولگرایی کمی ناهماهنگ به نظر می آید. احمدی نژاد (آقای رئیس جمهور محترم) می گوید که کردان ۳۰ سال است سابقه خدمت دارد ولی تا آنجا که من می دانم صرف سابقه خدمت برای تصدی وزارت کافی نیست و صلاحیتهای دیگر هم لازم است. ضمن اینکه سوابق آقای کردان در صدا و سیما و سازمان فنی و حرفه ای و وزارت نفت آنچنان هم که رئیس جمهور می پندارند قابل دفاع نیست.

کردان وزیر کشور شده است و این مساله تغییر نخواهد کرد. (سابقه ۳۰ ساله نظام جمهوری اسلامی نشان می دهد مصلحت اینگونه ایجاب می کند!) اما کارنامه دولت در این قضایا مخدوش به نظر می آید. هرچند باید منتظر ماند و دید که در ادامه چه خواهد شد ولی من با اطمینان می گویم که آب از آب تکان نخواهد خورد. این همان پاشنه ی آشیل یک نظام سیاسی است که دولت محترم به خاطر مسائل روز و مصلحت های لحظه ای از آن غفلت کرده و یا بی اعتنا از سر آن گذشت.

اعتماد مردم سرمایه بزرگی است که همه حکومتها حتی از نوع اسلامی و ولایی بدون آن نمی تواند به سرمنزل مقصود برسد. این قضایا و نحوه برخورد دولت با آن این اعتماد را خدشه دار کرده است. اگر باور ندارید بعه کوچه و خیابان سر بزنید و حتی نزدیکتر به دوستان و طرفداران دیروز دولت نگاه کنید. این مساله که امروز دولت هر نقدی و هر مخالفتی را از سر سهم خواهی و دشمنی می شمارد اشتباه بزرگ دولت نهم است که متاسفانه آن را نیز توجیه می کنند. سهم خواهان و بدخواهان هستند ولی همه ی انتقادها از بدخواهی نیست. آقای رئیس جمهور و دوت نگاه کنند و ببینند چه کسانی امروز از آنها انتقاد می کنند. همه را تحت عنوان بدخواهی نبینید که این تنگ نظری گذشتگان را از پای انداخت و شما نیز پهلوان تر از آنان نیستید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/21ساعت 9:51 AM  توسط مهاجر  | 

علی (ع) چگونه حکومت  میکرد؟

گویند آن زمان که خبر رسید "مُنذِرِ ابن جارود عبدی" که حکمرانی فارس را بر عهده داشت، در برخی از کارهایی که بر دوشش گذاشته شده خیانت کرده و چهار هزار دینار از خراج بیت المال را از آن خویش نموده، علی(ع) برافروخته شد و چنین دست به قلم برد و نوشت که: «پس از حمد خدا و درود بر پیغمبر اکرم، نیکی پدرت مرا فریب داد و گمان کردم از روش او پیروی می کنی و به راه او می روی. پس ناگاه به من خبر رسید که خیانت کرده ای و برای هوای نفس خود فرمانبری را رها نمی کنی و برای آخرتت توشه ای نمی گذاری. دنیای خویش را با ویرانی آخرتت آباد می سازی و با بریدن از دَنیّت به خویشانت می پیوندی ...کسی که مانند تو باشد شایسته نیست به وسیله او رخنه ای بسته شود؛ یا امری انجام گیرد؛ یا مقام او را بالا برند؛ یا در امانت شریکش کنند؛ یا برای جلوگیری از خیانت و نادرستی بگمارندش. پس هنگامی که این نامه ام به تو می رسد نزد من بیا.» گویند آن گاه که در پی عتابِ نامه، مُنذَر خود را نزد امام رسانید، حضرت او را به زندان افکند...

اگر روزی عیان شود که جعلی بودن دکتری کردان حقیقت دارد حاکمان حکومت اسلامی زمان چه خواهند کرد؟

امیدوارم دکترای کردان جعلی نباشد وگرنه اعتماد مردم که اصلی ترین سرمایه حاکمان است از دست می رود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/20ساعت 1:51 PM  توسط مهاجر  | 

وزیر احمدی نژاد دکتر است یا نه؟ آیا مساله این است؟

کردان دکتر است یا نه؟ نمی دانم. فعلا استعلام سایت الف از دانشگاه آکسفورد دکتری وی را جعلی اعلام داشته ولی بیانیه وزارت کشور وی را دکتر حقوق معرفی می کند.

اما مساله مهمتر این است که چرا نمایندگان مجلس در بررسی صلاحیت وی از این مطلب و مساله شبهه ناک به راحتی گذشتند؟ آیا مجلس راهکاری برای استعلام رسمی این قضیه نداشت؟ یا در معادلات سیاسی دکتر بودن یا نبودن کردان فدای مسائل و منافع مهمتری شده است؟ اگر نقل قول رئیس جمهور مخدوش نیست پی چرا کسی از کیهان شکایتی نکرد؟ و اگر هست بیانیه دفتر رهبری را با چه استدلالی می توان توجیه کرد؟ چرا به نام وحدت و انسجام می خواهند از این مساله به راحتی بگذرند؟

آیا وقت آن نرسیده است که برای شفافیت در حکومت و به دور از دغدغه مصلحت بینی (که ۳۰ سال است دامن نظام را رها نکرده است) کمی صادقانه تر با مردم صحبت کنیم؟

مسوولین باید بدانند که این رای اعتمادها و این آرایی که از مردم گرفته اند و بر کرسی مجلس و دولت تکیه زده اند امانتی است که مردم به انها سپرده اند. بهتر است دولت نهم و مجلس هشتم به یاد داشته باشد مجالس و دولت های پیشین رای بالاتری هم داشتند ولی اگر مردم عملکرد آنها را ناقص یا غیرصادقانه ارزیابی کنند آنان این فرصت مهم خدمت را از دست خواهد داد ( به فرض اینکه دولت و مجلس قدرت را فرصت خدمت شمارد ان شاء الله)

مردم با کسی عقد اخوت و پسرخالگی ندارند. هرچند در این برهه اخیر برای تاثیرگذاری بر رای این درصد رای دهنده انواع ترفندها استفاده شده است. حتی در مجلس و در جلسه رای اعتماد!!!! ولی آقایان نماینده و جناب رئیس جمهور مطمئن باشند همانگونه که پیشینیان این صندلیها را به آنها سپردند و آنها در مورد پیشینیان قضاوت کردند آیندگان نیز در مورد آنها قضاوت خواهند کرد و مطمئن باشند قدرت عاریتی بیش نیست.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/20ساعت 11:2 AM  توسط مهاجر  | 

مسوولیت این رای اعتماد را بپذیرید

دکتر عماد افروغ   

۱۹ مرداد ۱۳۸۷

همگان استحضار دارند که بنده تاکنون درباره مجلس هشتم هیچگونه اظهار نظری نکرده ام و همواره در برابر این سوال که مجلس هشتم را چگونه ارزیابی می‏کنید پاسخ داده‏ام که هنوز زود است و حتی در محافل خصوصی نیز به این مطلب اشاره کرده‏ام که به نظر می‏رسد مجلس هشتم لایه زیرین انتقادی و مستقلی دارد که می تواند سر به زنگاه و بر خلاف تصور محافظه‏کارانه و منفعلانه غالب بر آن عمل کند.

حتی در مورد این سوال که نظر شما در مورد وزرای پیشنهادی چیست سکوت اختیار کرده‏ام...
 
متن کامل صحبت های دکتر افروغ را در ادامه مطالعه فرمائید.

منبع: سایت الف

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/20ساعت 10:45 AM  توسط مهاجر  | 

تجربه جهانی در برخورد با سیاستمداران جاعل مدارک دانشگاهی؛
با سیاستمداران دروغگو و جاعل مدارک دانشگاهی چگونه برخورد می‏شود؟
 
 
در سال‏های اخیر، افشای جعلی بودن مدارک دانشگاهی برخی سیاستمداران در کشورهای مختلف، به رسوایی‏های بزرگ، تحقیق و تفحص‏های گسترده و پیگردهای قضایی منجر شده است.

بررسی اخبار و گزارش‏های مربوط به رسوایی‏های سیاستمداران جاعل مدارک دانشگاهی نشان می‏دهد، برخورد با سیاستمداران شیاد که به دروغ خود را صاحب مدارک دانشگاهی معرفی کرده‏اند، نه تنها در کشورهای پیشرفته، بلکه در کشورهای آفریقایی و آسیایی هم رواج دارد و رسانه‏ها و دستگاه قضایی این کشورها، موارد جعل مدرک و دروغگویی سیاستمداران را با سماجت و سرعت پیگیری می‏کنند...
 
سایت الف گزارشی در این زمینه تهیه کرده است که قابل توجه است.
برای خواندن این گزارش اینجا کلیک کنید.
+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/19ساعت 9:45 AM  توسط مهاجر  | 

مصدرهاي به درد بخور زندگي يک روح

 نديشيدن، خواندن، نوشتن، پرستيدن، ارادت ورزيدن، عصيان کردن، تنها بودن، رنج کشيدن، ايثار کردن، قرباني کردن، گريختن، صبر کردن، خيالات فرمودن (اصطلاح ناصرالدين شاه)، به استقبال آمدن (برخلاف به بدرقه رفتن)، درستي مطلق بودن و دروغ هاي شيرين يا سودمند گفتن (ملامتيه)، صلح کل بودن و جنگ زرگري کردن، همه را هيچ انگاشتن و همه را محترم داشتن، مهاجرت کردن، توي تاريکي اتاق در يک نيمه شب زمستان تنها سيگار پک زدن، نشستن و رقص شعله هاي جادويي آتش بخاري را تماشا کردن، شمعي را در کنار آينه يي روشن کردن، نيمه شب هاي باران خورده در خيابان هاي خلوت شهر تنها رانندگي کردن،

این نوشته متن کوتاهی از میان یادداشتهای علی شریعتی است که پیش از این در مجموعه آثار وی منتشر نشده است. بخشهایی از این متن پیشتر در کتاب یادگاران مانا آمده بود. در ضمن در متن زیر بجای اسامی افراد ... گذاشته شده است.

برای مطالعه متن کامل این نوشته ادامه همین مطلب را ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/17ساعت 10:36 AM  توسط مهاجر  | 

 
حجت‌الاسلام علي‌اكبر ناطق نوري در گفت‌وگو با ويژه‌نامه بيستمين سال رهبري آيت‌الله خامنه‌اي، نحوه تشكيل و برخي از اقدامات دفتر بازرسي رهبر انقلاب را تشريح كرده است.

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/15ساعت 1:21 PM  توسط مهاجر  | 

دوست عزيزي نظر گذاشته‌اند كه حجتيه در نسل اول اينگونه نبود. شما بفرماييد چگونه بود؟

 اين مطالب كه آمد بالاخص مطلب آقاي احمدزاده را كامل بخوانيد. من منكر فعاليتهاي مذهبي و كارهايي كه انجمن در مقابله با بهائيت كرده نشده‌ام ولي در بازشناسي يك جريان مذهبي و يا سياسي توجه به برآيند كارها از توجه به تك تك اعمال و نيز توجه به شاكله كلي از توجه به برخي ويژگيهاي فردي افراد آن مهمتر است. در جريان حجتيه هم افراد مومن انقلابي و فعال بوده‌اند (به گفته مقام معظم رهبري در سال ۶۰) ولي من كليت اين جريان بالاخص تحركات زمان اوج مبارزات گروههاي انقلابي پس از ۱۵ خرداد و نيز پس از سالهاي ۵۸ مدنظرم هست كه تاثيرات آن عميق‌تر و ماندگارتر از كارهايي بود كه اين گروه عليه بهائيت كرد. الان بهائيت به شدت و قوت دارد فعاليت مي‌كند و اين دوستان يقه خودي‌ها را مي‌چسبند. ضمنا اينها در زمان آن فعاليتهاي خود چه محصولي ارائه دادند، من چيزي نيافتم. شما داريد ارائه فرمائيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 2:15 PM  توسط مهاجر  | 

در سال 1332، آقا شیخ محمود تولایی معروف به حلبی، طلبه جوانی بود که در یکی از حجره های مشهد تحصیل علم می کرد. ظاهراً این طلبه جوان سر پر شوری داشته و یک عنصر منتقد و سیاسی شناخته می شده است، به ویژه اینکه سخنرانی های انتقادآمیری نسبت به عملکرد پهلوی دوم در جریان قحطی حاصل از جنگ جهانی دوم سر داده بود.
بعد از کودتای 28 مرداد 1332جریانی بزرگ به دست آقای حلبی راه افتاد. وی متأثر از استادش دست به تشکیل یک انجمن می زند و آنچه انگیزه او را تقویت می کند، هم حجره ای اوست. سید عباس علوی هم حجره ای حلبی با گرایش به بهائیت به عنوان یکی از مبلغین بهائیت وارد جرگه ی بهائیان می شود و این گرایش وی در کنار شرایط اجتماعی و سیاسی آن روزگار و شوک حاصل از شکست کودتای 28 مرداد، تشکیل "انجمن حجتیه" به عنوان انجمنی برای مقابله با بهائیت را از سوی شیخ محمود تولایی پایه ریزی می کند.
این روزها که می آید و می گذرد سالگرد تشکیل انجمن حجتیه است.

آنچه بازگشت به تاریخچه و مرور این انجمن را ضروری می کند، از یک سو نقش سیاسی و اجتماعی آن در تاریخ معاصر است و از سوی دیگر اینکه این انجمن همچنان به حیات و فعالیت خود ادامه می دهد.

در اين مطلب به بيان مطالب دكتر سليمي نمين در جريان‌شناسي حجتيه مي‌پردازم. ان شاء الله در آينده مطالب بيشتري در مورد اين انجمن و روشهاي فعاليت آنها و نقد اين جريان در وبلاگ قرار خواهم داد.

براي مطالعه صحبتهاي دكتر سليمي نمين ادامه مطلب را بخوانيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 8:45 AM  توسط مهاجر  | 

امام على(ع) در قرآن از ديدگاه اهل سنت

كتاب امام على(ع) در قرآن از ديدگاه اهل سنت، تأليف آقاى ابوالفضل يغمائى كه از سوى انتشارات أحسن الحديث ، در تابستان 1378 و تيراژ 3000 عدد و 208 صفحه منتشر شده است، بازگو كننده گوشه‏اى از فضايل مولى على عليه السلام در قالب بعضى از آيات كريمه قرآن مجيد است. در اين اثر تلاش شده است از ديدگاه دانشمندان اهل سنت و جماعت ، احاديثى كه در شأن نزول يا تفسير يا تأويل بعضى از آيات به عنوان فضيلتى از فضايل مولى الموحدين امير المؤمنين على عليه السلام وارد شده است بيان گردد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 8:23 AM  توسط مهاجر  | 

 چه زشت است کوچکی به هنگام نیاز و سرکشی به هنگام بی نیازی.

امام علي(ع)


پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنستکه بعداز هر زمین خوردنی برخیزی.

مهاتما گاندی


مردان شجاع فرصت می آفرینند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت می نشینند .

گوته


علي(ع): يَا اِبْنَ آدَمَ إِذَا رَأَيْتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ يُتَابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِيهِ فَاحْذَرْهُ

اى پسر آدم ، اگر ديدى كه خداى سبحان ، نعمتش را پى‏درپى به تو ارزانى مى‏دارد و تو نافرمانيش مى‏كنى ، از كيفر او بترس .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 8:22 AM  توسط مهاجر  | 

علي(ع) نيازهايي كه در طول تاريخ، انسانها را به خلق نمونه هاي خيالي، به خلق الهه ها و رب النوع هاي فرضي مي كشانده، در تاريخ عيني اشباع ميكند. اين رب النوع ها به انسان نشان مي دادند كه هر احساسي و هر استعداد انساني تا اين حد مي تواند رشد كند و انسان هايي كه تا آن حد هيچ كدامشان نمي توانستند رشد كنند، اين را به عنوان يك سرمشق، يك چيزي كه بايد به آن برسيم، يك عظمت و درجه اي كه نمونه زندگي ما و وجهه نظر ما و مسير حيات و تكامل ما بايد باشد، به ما نشان مي دادند، علي(ع) در تاريخ نشان مي داده و نشان داده و از همه شگفت تر، همه استعداد هايي را كه ما ناچار در همه اساطير و در رب النوع هاي مختلف مي ديديم، در يك اندام عيني جمع كرده است.
در جنگ، خونريزي و بي باكي و نيرومندي شديدي را كه مانند يك رب النوع اساطيري ميجنگد نشان مي دهد كه نياز انسان را به قهرماني سيراب مي كند و در كوچه در برابر يك يتيم، چنان ضعيف و چنان لرزان و چنان پريشان مي شود كه رقيق ترين احساس يك مادر را به صورت اساطيري نشان مي دهد.
در مبارزه با دشمن چنان بي باكي و چنان خشونت به خرج مي دهد كه مظهر خشونت است و شمشيرش مظهر برندگي و مظهر خونريزي و مظهر بي رحمي نسبت به دشمن است و در داخل خانه از او نرمتر و از او صبورتر و از او پرگذشت تر ديده نمي شود. علي(ع) وقتي مي بيند اگر بخواهد براي احقاق حق خودش شمشير بكشد، مركز خلافت اسلامي و مركز قدرت اسلامي متلاشي مي شود، ناچار صبر مي كند، يك ربع قرن صبر مي كند و با شرايطي و در وضعي زندگي مي كند كه درست احساس زندگي پرومته در زنجير را در انسان به وجود مي آورد، اما به خاطر انسان اين زنجير را خودش براندامش مي پيچد.

معلم شهید دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/23ساعت 1:32 PM  توسط مهاجر  | 

با کاروان صبح

 

گم كرده راه

در تنگه غروب

از پا درآمديم

از دست داده همرهي كاروان صبح!

 

شب همچو كوه بر سر ما ريخت

آواري از سياهي اندوه

ما سر به زير بال كشيديم

تاكي، كجا، دوباره برآيد نشان صبح

 

پاسي ز شب نرفته هيولاي تيرگي

نطع گران گشود

تيغ گران كشيد

تا چشم باز كرديم

خون روي نطع او به تلاطم رسيده بود.

 

گهگاه، آه، انگار

چشم ستاره‌اي

از دوردست‌ها

پيغام مي‌فرستاد

خواهيد اگر ز مسلخ شب جان بدر بريد

 

خواهيد اگر دوباره به خورشيد بنگريد

از خواب بگذريد

از خواب بگذريد

اي عاشقان صبح!

شعر از فریدون مشیری

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/23ساعت 1:21 PM  توسط مهاجر  | 

 

1 سپتامبر 1961
من مسئولیت تام دارم که در مقابل شداید و بلایا بایستم، تمام ناراحتى‏ها را تحمل کنم، رنج‏ها را بپذیرم، چون شمع بسوزم و راه را براى دیگران روشن کنم، به مردگان روح بدمم. تشنگان حق و حقیقت را سیراب کنم.
اى خداى بزرگ، من این مسئولیت تاریخى را در مقابل تو به گرده گرفته‏ام و تنها تویى که ناظر اعمال منى و فقط تویى که به او پناه مى‏جویم و تقاضاى کمک مى‏کنم.
اى خدا، من باید از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان مرا از این راه طعنه زنند. باید به آن سنگ‏دلانى که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر مى‏فروشند ثابت کنم که خاک پاى من هم نخواهند شد. باید همه آن تیره‏دلانِ مغرور و متکبر را به زانو درآورم، آن‏گاه خود خاضع‏ترین و افتاده‏ترین فرد روى زمین باشم.
اى خداى بزرگ، این‏ها که از تو مى‏خواهم چیزهائیست که فقط مى‏خواهم در راه تو به‏کار اندازم و تو خوب مى‏دانى که استعداد آن را داشته‏ام. از تو مى‏خواهم مرا توفیق دهى که کارهایم ثمربخش شود و در مقابل خَسان سرافکنده نشوم.
من باید بیش‏تر کار کنم، از هوى و هوس بپرهیزم، قواى خود را بیش‏تر متمرکز کنم و از تو نیز اى خداى بزرگ مى‏خواهم که مرا بیش‏تر کمک کنى.
تو اى خداى من، مى‏دانى که جز راه تو و کمال و جمال تو آرزویى ندارم، آن‏چه مى‏خواهم آن چیزى است که تو دستور داده‏اى و مى‏دانى که‏عزت و ذلت به دست توست و مى‏دانم که بى‏تو هیچ‏ام و خالصانه از تو تقاضاى کمک و دستگیرى دارم.

يادداشتي از دكتر چمران در آمريكا

منبع: كتاب خدا بود و ديگر هيچ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 8:47 AM  توسط مهاجر  | 

عدالت صرفاً ناظر بر وجه اقتصادي نبوده است و صرفاً هم ناظر بر وجه توزيعي نبود. يعني هم نگاه کلاني به ابعاد اقتصادي عدالت داشتيم که هم توليد را در بر مي گيرد، هم توزيع و مصرف را و همچنين عدالت صرفاً قابل تقليل به وجه اقتصادي آن نيست، بلکه ساير وجوه سياسي، فرهنگي و اجتماعي را هم دربر مي گيرد.بحث ما اين است که اگر اصولگرايي به نام عدالت به طور غالب روي کار آمده و مردم هم نسبت به اين گفتمان گرايش و اقبال نشان داده اند، اولاً بايد نسبت به مقوله عدالت اجتماعي نگاه جامعي داشت، ثانياً اصولگرايان بايد پاسخگو باشند که آيا درخصوص اين پارادايم و گفتمان با توجه به جامعيت آن توفيقي داشته اند يا خير و علل اين توفيق يا ناکامي ها چه بوده است. عقيده من اين است که هم به عدالت و هم به مفهوم مرتبطي به نام حقوق شهروندي بايد نگاه جامعي داشت، حقوق شهروندي را نبايد فقط به حقوق فردي ، حقوق گروهي يا صرفاً حقوق جامعه تقليل داد. هميشه گفته ام اين مفاهيم شرابي کهنه در جامي نو هستند، اين طور نيست که بشر در طول تاريخ با مفاهيم حق آشنا نبوده.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 8:5 AM  توسط مهاجر  | 

گفتگوي عماد افروغ با ايسنا

افتراق و تمايزيافتگي در كنار فرآيند انسجام قابل دفاع است

عماد افروغ در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) وجود هرگونه تفاوت، تمايز و حتي افتراق و اختلاف را در فضاي سياسي كشور بدون اشكال و لازمه يك زندگي با نشاط دانست و با بيان اين‌كه " در اين راستا آن‌چه با اهميت به نظر مي‌رسد واقعي و نه صوري بودن اين اختلافات است" ادامه داد: بهتر است اين اختلافات در بستري از گفت‌وگو و با عنايت به موازين و معيارهاي مشترك آشكار شود و افراد گروه‌هاي مختلف اعم از درگير اين اختلافات و يا غير از آن به فكر چاره‌انديشي و راه حل‌هاي مشترك تا حد امكان باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 7:54 AM  توسط مهاجر  | 

رييس جمهور سابق کشورمان: اسلامي که بنده مي‌خواهم، اسلام پيشرفت، توسعه، آزادي و امنيت مردم است؛ اگر ما در اين جهت کار کنيم و بتوانيم جايگاه مردم را مشخص کنيم و از حقوق آنها دفاع کنيم، بايد کار کنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 7:50 AM  توسط مهاجر  |