تبليغاتX
هيچستان -

هيچستان

هيچستان جايي است در دامنه بلندترين آتشفشان. آتشفشاني به نام سكوت...

غرب پس از پيروزي انقلاب امام زمان را بيشتر از ما جدي گرفته است

شيخ علي كوراني محقق مباحث مهدويت و مولف مجموعه پنج جلدي «معجم احاديث امام المهدي» در كتاب عصر ظهور مي‌نويسد: بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران نشانه‌هاي اعتقاد به حضرت مهدي (عج) در ميان ملل اسلامي و حتي غيراسلامي يعني پرسش از او و سخن گفتن پيرامون او و مطالعه و تاليف درباره او به اوج رسيده است. تا جاييكه شايع شده است  كه وزارت اطلاعات آمريكا پرونده‌اي از تمام اطلاعات لازم درباره آن حضرت تهيه و تنظيم نموده است كه تنها نقص آن تصوير حضرت است.»

در هيچ دوره‌اي نظريه‌پردازان، سياستمداران و عموم مردم ساكنان سرزمين‌هاي غربي به اندازه دوره‌اي كه در آن به سر مي‌بريم درباره آينده جهان، جنگ پاياني، ظهور مسيح، ضد مسيح و همه آنچه كه غرب و تمدن مادي آن را به خطر مي‌افكند، گفتگو نكرده و بر اساس پژوهشهاي انجام شده اقدام به توليد آثار فرهنگي و تنظيم استراتژي‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي خود ننموده‌اند.

 آگوست 1989، پل ترنر فيلمساز استراليايي در برنامه‌اي ماهواره‌اي تحت عنوان «نوستر آداموس؛ مردي كه فردا را پيش‌بيني مي‌كند»خطر روزافزون ايران و انقلاب اسلامي را براي تمدن غرب مطرح كرد. در آن روزگار ما كه تازه از جنگ تحميلي رها شده بوديم نميدانستيم كه غربي‌ها در اين تحليل چقدر جدي هستند اما گذشت دو دهه از آن سخنان و اعمال و اقوال سردمداران امپرياليسم بين‌المللي نشان داد كه آنها چقدر بحث مهدويت و حكومت جهاني حضرت را جدي گرفته‌اند.

توليد و توزيع گسترده فيلمهاي سينمايي كه عمدتا محصول كمپاني‌هاي آمريكايي است در كنار انتشار ده‌ها كتاب و راه اندازي صدها پايگاه اطلاع رساني و حتي بازي‌هاي رايانه‌اي مرتبط با اين موضوعات حكايت زا جرياني پيوسته و سازمان‌يافته دارد كه با آگاهي از واقعه‌اي كه در پيش است صورت مي‌گيرد.

در اهميت دوران انتظار همين بس که دشمنان، آن را مانع تسلط خود بر مسلمانان برشمرده اند: «ميشل فوکو، کلر برير، در بحث مبارزه با تفکر مهدي باوري: ابتدا امام حسين عليه السلام و بعد امام زمان (عج) را مطرح مي‌کنند و دو نکته را عامل پايداري شيعه معرفي مي کنند . دشمن به اهميت مديريت شيعه آن هم زماني که رهبر آن غايب و از نظرها پنهان است، پي برده اند و به همين منظور اقداماتي در اين رابطه انجام داده اند و سناريوهاي متعددي را جهت تضعيف و نابودي اين انديشه مقدس طراحي کرده و متناوبا به اجرا گذارده اند .

در واپسين دهه هاي قرن بيستم، هجومي از اين نوع را عليه ايده «ظهور مهدي موعود» شاهد بوديم . در سال 1982 ميلادي، سريالي با نام «نوستر آداموس» به مدت سه ماه متوالي از شبکه ي تلويزيوني آمريکا پخش شد . اين فيلم سرگذشت ستاره شناس و پزشک فرانسوي به نام «ميشل نوستر آداموس» بود که نزديک به 500 سال قبل مي زيسته است . اين سريال، پيشگويي‌هاي وي را درباره آينده جهان به تصوير کشيده بود که مهم‌ترين آنها پيش‌گويي وي درباره‌ي ظهور نواده‌ي پيامبر اسلام در مکه مکرمه و متحد ساختن مسلمانان و پيروزي بر اروپاييان و ويران کردن شهرهاي بزرگ سرزمين جديد (آمريکا) بود .در اين فيلم راوي داستان با قرار دادن نام حضرت در كنار ناپلئون و هيتلر  به عنوان ضدمسيح، چهره‌اي مخوف از ايشان تصوير مي‌نمايد.

در سكانس پاياني فيلم، راوي داستان از همه مردم جهان مي‌خواهد كه دعا كنند چنين شخصيتي نيايد و اگر هم آمد خود را براي مقابله با او آماده نمايند و عليه او متحد شوند.

در دسامبر 1984 در دانشكده تاريخ دانشگاه تل‌آويو با همكاري موسسه مطالعاتي شيلوهه، كنفرانسيبا حضور سيصد شيعه‌شناس برگزار شد كه ظرف 3 روز بيش از سيصد مقاله در آن عرضه شد. مارتين كرامر دبير اين كنفرانس هدف محوري آن را شناخت مفاهيم اساي شيعه اثني عشري و شناسايي انقلاب اسلامي ايران در 1979 عنوان كرد.

در اين كنفرانس افرادي چون برنارد لوئيس، مايكل فيشر و برونبرگ بر روي مساله امام زمان(عج) در تفكر شيعه تاكيد نمودند. مارتين كرامر در اين كنفرانس اظهار داشت: «اينها به اسم امام حسين قيام مي‌كنند و به اسم امام زمان قيامشان را حفظ مي‌كنند.»

كرامر مي‌گويد: ما اين كنفرانس را برگزار كرديم تا ريشه‌ها، مباني و آثار انقلاب ايران را در جهان برسي كنيم. وي تاكيد كرد كه نگاه سرخ شيعيان به عاشورا و نگاه سبزشان به انتظار است.

پس از پيروزي يا انقلاب اسلامي تحليل آنها بر اين نكته قرار گرفت كه اين جزيره‌‌ي ثبات غرب اكنون به دست تفكري افتاده است كه غايتي غير از غايت مدنظر آنها براي جهان متصور است و از اين رو بود كه از ابتدا به مخالفت با اين انقلاب برخاستند.

امام در زمان جنگ بارها تاكيد نمدند كه فرمانده اصلي جنگ امام زمان است. تمام تبليغات شورانگيز جنگ نيز يا ريشه در عاشورا دارد و يا چشم به ظهور، اشعار شورانگيزي چون «اي لشكر صاحب زمان آماده با ش آماده باش / بهر نبردي بي امان آماده باش آماده باش» در كنار شعارهاييي چون «شب حمله شب ديدار مهدي» و از اين دست ابرازها غرب را به اين نتيجه رساند كه بايستي با مساله مهدويت جدي‌تر از پيش برخورد كند.

بازی کامپیوتری مشهور به (جهنم خلیج فارس) : از این بازی کامپیوتری گاهی به«یا مهدی(عج)»نیز یادشده است. در این نرم افزارسعی شده است که خلیج فارس مرکز حرکات تروریستی جهان نشان داده شده و خود را سردمدار مبارزه با این تحرکات نشان دهند. همچنین از بعد روانشناسی در نظر دارند که افراد را نسبت به امام زمان(عج) و لفظ «یا مهدی(ع)» شرطی کرده و نفرت به حضرتش را در میان مردم القاء نمایند. در واقع غربی در این بازی و فیلم فوق خواستار این مطلبند که چهره مصلح را خشن و خونریز جلوه دهندتا در اثر فاصله گرفتن مردم از حضرت شرایط ظهور(قبلاًٌ شرح مفصلش گذشت) فراهم نگردد.سال 1986 شبكه بي بي سي فيلمي پخش كرد كه در سكانس اولش ذوالفقاري مي‌آيد و كره زمين را متلاشي مي‌كند. آنها به خوبي عقايد شيعه در مورد ظهور را دريافته‌اند و در پس مخدوش كردن چهره‌ي امام زمان (عج) در افكار عمومي جهان مي‌نمايند.

دكتر بلخاري در زمينه توجه غرب به مساله مهدويت مي‌نويسد: «واقعيت اين است كه بحث آينده‌گرايي در غرب بسيار جدي است و به عبارتي جدي‌تر از جامعه ما، علتش هم اين است كه ما به مساله انتظار فقط از بعد مذهبي و ديني خودمان نگاه مي‌كنيم و به ابعاد سياسي و اجتماعي مفهوم انتظار را كمتر مورد توجه مي‌كنيم اما در غرب آينده‌نگري در اين ابعاد فوق‌العاده جدي است به همين دليل متفكرانشان بخش مهمي از افكارشان را صرف اين مساله مي‌كنند.»

با بررسي آثار و توليدات دهه‌هاي اخير در غرب در مورد آخر الزمان و ظهور منجي مي‌توان به وضوح ديد كه در پي آن هستند كه با دست‌اويز قرار دادن اين سوژه‌ي جذاب ديدگاه توراتي خود در اين زمينه را در جهان گسترش دهند و با نسبت دادن واژه‌هايي چون ضد مسيح و نيروي شر به منجي اسلام و ممالك شرق، تصويري نامطلوب و مخدوش از امام زمان ايجاد نمايند.

دكتر شاه‌حسيني در اين زمينه مي‌نويسد: با مرور فيلم‌هاي آخرالزماني ساليان اخير هاليوود به نظر مي‌رسد كه اين قبيل آثار از حد چند محصول سرگرم‌كننده سينمايي فراتر رفته و به پروتكل نبرد آينده دنياي غرب با فرهنگ اسلامي تبديل شده ‌اند.» هدف از اين مانور تبليغاتي، به تصوير کشيدن چهره اي خشن، بي رحم، ويران گر و گرفتار جنون قدرت از مهدي موعود و تحريک و بسيج عواطف ملل غربي عليه اسلام و منجي موعود آن و در کوتاه مدت، بستر سازي رواني بود .

فرعون نيز آن هنگام كه خبردار شد كودكي به دنيا خواهد آمد كه بنيان حكومتش را بر باد خوهد داد دستور داد كه تمام كودكان پسر بني اسرائيل را بكشند تا از اين اتفاق جلوگيري نمايد. خصلت استكبار توسل به هر حيله‌اي براي حفظ استيلايش است.

مساله شيعه از زمانهاي گذشته براي غرب جدي بود. ظهور فرقه‌هاي انحرافي در زمينه مهدويت به واسطه كمك استعمارگران خود مويد اين نكته است كه غرب و بالاخص امپرياليسم از ناحيه‌ي اين انديشه همواره احساسا خطر مي‌كرده است.

مسأله «منجي موعود» بويژه از سوي غرب و در رأس آنها آمريكا و رژيم صهيونيستي مورد توجه و البته تحريف بسيار قرار گرفته است. آنان از منظري نامتعارف و مبتني بر مفاهيم و آموزه هاي يكجانبه گرايانه، به طرح مسأله «ناجي آخرالزمان» پرداخته، سعي در القاي تصويري خاص از ظهور منجي دارند و با انعكاس وسيع رسانه اي، بويژه ساخت آثار سينمايي همچون «آرماگدون»، «آخرالزمان» و ... مي كوشند با تحريف حقايق تاريخي، خود را غمخوار سرنوشت مردم جهان بنمايانند و با دروغ پردازي، قلب واقعيت و تحريف حقايق، موجي از اسلام هراسي و ضديت با موعود و شيعيان را در جهان ايجاد كنند.

ديدگاه مشترك نويسندگان غربي، توسعه خطي تحولات و رسيدن حتمي به حكومت جهاني دموكراسي ليبرال است. لذا رهبران غرب براي رسيدن به آن موقعيت و بي فايده بودن مقاومت مردم و رهبران غيرغربي در برابر اين سير محتوم، وقايع جهان را متذكر مي شوند، اما هر يك از آنها براي مقصود خويش راهي جداگانه را برگزيده‌اند.

استراتژيستهايي مانند فرانسيس فوكوياما، از پايان تاريخ با محوريت الگوي ليبرال دموكراسي سخن به ميان آورده و اين سراب را به عنوان مخدري فرا روي بشر قرار داده اند. اين در حالي است كه آنها نيز با نا اميدي از شرايط فعلي جهان، افق اميدواركننده اي را به بشريت نويد مي دهند و به اين باور رسيده اند كه يأس امروزي شهروندان از بن‌بست ايده هاي بشري است، لذا غايتمندي جهان را با وعده بهبود مناسبات انساني، با محوريت كرامت انسانها آرزو مي‌كنند.

كشيش پت رابرتسون (Pat Robertson)، يكى از رهبران صهيونسيم مسيحى مى‏گويد: «اكنون آمريكا نماينده خداست در روى زمين؛ براى ظهور مسيح». آرى، به اعتقاد آنان، آمريكا يا لااقل رهبران اين كشور، پيامبران معصومى هستند كه به دنياى پر از گناه فرستاده شده‏اند تا جهان را به سرمنزل مقصود برسانند. جرج بوش اول روز 6 مارس 1992م. در نشست مشترك سنا و مجلس نمايندگان كنگره آمريكا (كه بى‏شباهت به سخنرانى جرج بوش دوم در 20 مارس 2001 نبود)، خطابه معروفى ايراد كرد كه ضمن آن، سياست نظم نوين جهانى را اعلام كرد؛ سياستى كه طبق آن نمى‏توان پذيرفت گوشه‏اى از كره زمين از اصول آمريكايى در مورد آزادى‏هاى فردى و حكومت دموكراتيك معاف باشد؛ سياستى كه طبق آن، براى پيروزى در جنگ عليه تروريسم بين‏المللى، جنگ ايده‏ها و عقايد بايد راه انداخت. اين نظم نوين جهانى، به قول «فوكوياما» پايان تاريخ اسلام و دريايى فاشيستى براى شناى تروريست‏هاست و به قول «توماس فردمن» تحليل‏گر سياسى آمريكايى، اسلام، بزرگ‏ترين دشمن غرب است و جنگ با اين دشمن، تنها با ارتش ممكن نيست؛ بلكه بايد در مدارس ،كليساها، مساجد و معابد، به رويارويى با آن پرداخت.

هم اكنون سير محصولات فرهنگى غرب، براى تحقق بخشيدن به آرمان فوق، راهى بازارهاى كشورهاى مسلمان شده است؛ محصولاتى كه پس از استفاده از آنها، شخص از هويت و فرهنگ خود دل‏زده مى‏شود و آمريكا را به عنوان امپراتور صالح دنياى جديد مى‏پذيرد و او را عصاره نيروهاى خير عالم تصور مى‏كند. يكى از اين محصولات فرهنگى كه بسيار تأثيرگذار است، بازى‏هاى رايانه‏اى است كه بيشتر سرمايه‏هاى اجتماعى جهان اسلام را هدف گرفته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/08ساعت 11:51 AM  توسط مهاجر  |